آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٨٢ - درس صد و سى و پنجم«تكفير» بين عموم و خصوص
درباره نمازهاى پنجگانه، رواياتى به تواتر نقل شده است كه اگر مسلمانى به گونه درست وضو بگيرد و نمازهاى پنجگانه را به جاى آورد، خطاهاى او فروريزد، آن گونه كه برگ از شاخه خشك.[١] جاى پرسش است كه آيا اين امر، مطلبى كلى و عام است و شامل فرد پشيمان از گناه و فرد اصراركننده بر گناه و همه گناهان كبيره است؟ اگر چنين است افراد انجامدهنده گناهان بزرگ با بىباكى به هر گناهى دست مىزنند و آنگاه با خواندن نمازى از نمازهاى پنجگانه، همه زشتيها و گناهان آنان از بين مىرود. سپس دوباره به جنايات ديگرى دست مىزنند و گناهان بزرگى مرتكب مىشوند و در پى آن نمازى بجاى مىآورند تا كفاره گناهان آنان باشد و آنان را از گناه پاك كند، اگر چه قصد آنان بازگشت به گناه و انجام هميشگى گناه باشد؟
قهرا چنين مطلبى درست نيست و تفسير درست آيه به يكى از دو گونه زير است:
اول- اختصاص آيه به گناهان كوچك كه ما بر آنيم «تكفير» و «نابودى كردار به بوسيله كردار نيك» خاص اين گونه گناهان است، گناهانى كه غالبا انسانها از آن گناهان غفلت مىكنند.[٢] اين گونه گناهان كوچك به شرط انجام نمازهاى پنجگانه.
[١] ر. ك: مجمع البيان، ج ٥، ص ٢٠١.
[٢] در مورد گناهان صغيره و تشخيص آنها از گناهان كبيره، بين علما اختلاف است. برخى علما بر آنند كه گناه كبيره، آن گناهى است كه كيفر آن، عذاب آتش تعيين شده است يا گناهى كه موجب حدّ شرعى است. برخى علماى ديگر گفتهاند: آنچه خدا از آن نهى كرده است، گناه كبيره به شمار مىآيد، چه بزرگى گناه به قياس بزرگى شأن مولاست و نيز گفته شده است: در بين گناهان، گناه صغيره نداريم، مگر آنكه گناهى را با گناه بزرگتر از آن بسنجيم بنابراين نظر، برخى از گناهان، با مقايسه نسبى و نه حقيقى، گناه بزرگتر و برخى از گناهان، گناه كوچكترند.( مجمع البيان، ج ٣، ص ٣٨). ولى نظر درست آن است كه گناهان به دو دسته بزرگ و كوچك( كبيره و صغيره) تقسيم مىشوند و برخى روايات گناهان كبيره را بر شمرده است همه گناهان معروف را در برمىگيرد و تعداد آنها به تقريب، هفتاد گناه است در حديث« شرائع الدين»، به روايت« اعمش» از« امام صادق( ع)» به بسيارى از اين گناهان اشاره شده است. ر. ك. بحار الانوار، ج ١٠، ص ٢٢٢- ٢٢٩)« امام صادق( ع)» مىفرمايد:« همه گناهان، سخت و شديدند، شديدترين آنها گناهى است كه رويش گوشت و خون از آن است( كافى، ج ٢، ص ٢٧٠- بحار الانوار، ج ٧٣، ص ٣١٧- و نيز ر. ك: كافى، باب كبائر، ج ٢، ص ٢٧٦- ٢٨٧ و باب استصغار الذنوب، ص ٢٨٧ و باب الاصرار على الذنب، ص ٢٨٨ و ديگر ابواب مناسب.) بنابراين، گناه صغيره از نظر ما گناهى است كه عفوا انجام مىگيرد و چه بسا بدون قصد و شعور، ولى نه آن گونه كه فرد انجامدهنده آن معذور باشد و گناهى است كه بيشتر افراد، در زندگى روزمره خود بدان دچار هستند. زيرا بيشتر افراد در رعايت حقوق معاشرت با برادران يا موارد ديگر- بدان دقت- كه اسلام معين نكرده است- دقيق و مقيد نيستند. شايد در مناسبت ديگر با تفصيل بيشتر پيرامون اين بحث گفتگو نماييم.
« امام صادق( ع)» مىگويد:« صغيرهاى با اصرار نيست و كبيرهاى با استغفار( كافى، ج ٢، ص ٢٨٨) زيرا گناه صغيره از فرد مؤمن، احيانا يكى دو بار، عفوا سر مىزند. اما اصرار به ارتكاب آن خطائى است بزرگ و چه بسا ايمان را نابود كند( رجوع شود به: كافى، ج ٢، ص ٢٨٤- ٢٨٥).