آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٩٥ - قضاء و قدر از نظر متكلمان شيعه
مقصود از «امر» در آيه، شريعتى است كه خدا بر موسى فرستاد و مضمون آيه نمايانگر اين است كه ما آن را به گونه حتمى انجام داديم.
١٧- وَ اللَّهُ يَقْضِي بِالْحَقِ[١] (و خدا به حق حكم مىكند).
يا آنكه «قضا» بدين معنى است كه خداوند آنچه را تقدير و اندازه گيرى كرده است، منطبق با حكمت انجام مىدهد.
١٨- وَ لا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضى إِلَيْكَ وَحْيُهُ.[٢] (تو اى رسول! پيش از آنكه وحى قرآن تمام و كامل به تو رسد، در (تلاوت و تعليم) آن تعجيل مكن».
از آنجا كه پيامبر به حفظ و ضبط آياتى كه به وى وحى مىشد شتاب مىكرد كه مبادا از خاطر او زدوده شود، اين آيه، به وى خطاب مىكند كه پيش از پايان وحى همه آيه، در اين كار شتاب مكن.
١٩- يا لَيْتَها كانَتِ الْقاضِيَةَ. [فرد دوزخى هنگام آگاهى از نامه عملش گويد] اى كاش مرگ مرا از چنگ اين غصه و عذاب نجات مىداد.) «قاضيه» يعنى پاياندهنده زندگانى من براى هميشه بود و پس از پايان زندگى برانگيخته نمىشدم.
٢٠- ... وَ كانَ أَمْراً مَقْضِيًّا. [روح القدس به مريم گفت، علت پسر بخشيدن من به تو اين است كه] قضاى الهى بر اين كار رفته است.» آنگاه كه مريم به جبرئيل گفت: «چگونه مرا پسرى باشد؟» بدو گفت:
«خداى تو گفته است: اين كار بر من آسان است و از پيش بررسى شده است.» بنابراين، آيه در مقام خشنودسازى مريم است كه حكمت و مصلحتى موجب اين كار
[١] غافر، ٢٠.
[٢] طه، ١١٤.