آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٦٦ - درس صد و بيست و نهم«ختم» و«طبع» در قرآن
«غشاوه» بر وزن «فعاله» است و بناى آن بر اين وزن از آن روى است كه بدان چيزى را مىپوشانند، مانند «عصابه» و «عمامه».
وى مىافزايد: «ختم» و «تغشيه» در اين آيات، به معنى حقيقى خود به كار نرفته است و مقصود از اين دو، اين است كه در نفس منافقان و گنهكاران، حالتى پديد مىآيد كه علاقه به كفر و گناه و زشت شمردن ايمان و طاعات و عبادات را موجب مىشود و پيدايش اين حالت در نفس آنان به سبب گمراهى و ضلالت و كينهتوزى آنان در تقليد نابجا و روىگردانى از هر عقيده درست است، تا آنجا كه دلهاى آنان را آن چنان مىكند كه حق در آن راه نيابد و گوشهاى آنان آن را نشنود. تو گويى كه دلهاى آنان را بسته و مهر كردهاند و ديدگانشان، آيات و نشانههايى را- كه در آفاق و انفس و در برابر آنهاست- نمىبينند، آن گونه كه ديده بينايان، آن همه را مىبيند. گويى پرده بر آنها كشيده شده و آن پرده بين آن همه و ديدگانشان ديوار شده است. چنين حالتى را از روى استعاره «ختم» و «تغشيه» ناميدهاند.
به سخن ديگر: دلها و مشاعرشان- كه حقايق را نمىپذيرند- به اشيايى تشبيه شده است كه بين آنها و استفاده از آنان پردهاى فاصله شده است.
وى مىافزايد: «از پيدايش اين حالت و هيئت، در آيهاى به «طبع» تعبير شده است:
أُولئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَ سَمْعِهِمْ وَ أَبْصارِهِمْ.[١] آنانند كسانى كه خدا بر دلهايشان و گوشهايشان و ديدگانشان مهر نهاد.) در آيهاى ديگر به «اغفال» تعبير شده است:
لا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنا.[٢] از كسى كه قلب او را از يادمان غافل كردهايم، پيروى مكن.
در آيهاى به «اقساء» تعبير شده است: وَ جَعَلْنا قُلُوبَهُمْ قاسِيَةً.[٣] (دلهاى آنان را
[١] نحل، ١٠٨.
[٢] كهف، ٢٨.
[٣] مائده، ١٣.