آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤١٦ - درس صد و بيست و ششم آيات متشابه سورههاى كهف تا نمل
ديگر] مستقيما و بدون بكارگيرى نيروهاى ديگر، با مجبور كردن آنان انجام مىدهد، بلكه اين كار (دفع برخى مردم به وسيله برخى ديگر) با آمادهسازى مقدمات آن انجام مىگيرد، اعم از تشريع و ترغيب و سرانجام، توفيق و راهنمايى آنان كه پيروزى آنان را اراده كرده است و نيز خوارى شكستخوردگان و محروم كردن آنان از عنايات و الطاف خود. اين گونه خداوند به فضل خود، مؤمنان را بر كافران پيروز كند.
١٧٦- آيه ٩٤، سوره مؤمنون: رَبِّ فَلا تَجْعَلْنِي فِي الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ.- اى رسول ما (در دعا) بگو پروردگار مرا در ميان قوم ستمكار وامگذار».
آيه درباره تضرع پيامبر (ص) به پيشگاه خداى متعال است كه به الطاف ويژه خود بر او منّت نهد و براى هميشه او را از خطا و لغزش به صواب رهنمون گردد و اين خواهش، خود نوعى توفيق است كه البته اجبارى در آن نيست.
١٧٧- آيه ١٨، سوره فرقان: وَ لكِنْ مَتَّعْتَهُمْ وَ آباءَهُمْ حَتَّى نَسُوا الذِّكْرَ وَ كانُوا قَوْماً بُوراً.- [معبودان مشركان گويند: پروردگارا ما جز تو كسى را سزاوار آنكه معبود خود اختيار كنيم، ندانستيم] ولى تو اين كافران و پدرانشان را متمتّع به دنيا گردانيدى تا آنكه از فرط سرگرمى به دنيا ياد ترا فراموش كردند و مردمى تبهكار بودند».
١٧٨- آيه ٣١، سوره فرقان: وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ وَ كَفى بِرَبِّكَ هادِياً وَ نَصِيراً.- و بدينسان براى هر پيامبرى دشمنى از گنهكاران امتش قرار داديم (و تو اى رسول از دشمن مينديش كه) تنها پروردگارت براى هدايت و يارى تو كفايت است».
آيه پيرامون تسليت و دلجويى دادن به پيامبر (ص) است كه او جز يكى از پيامبران ديگر نيست و همان گونه كه وى دشمنانى دارد كه با او به ستيز برمىخيزند و در راه دعوت او به سوى حق، مانع پديد مىآورند، براى پيامبران پيشين نيز دشمنانى اين چنين بوده است. اين آيه، خبر دادن از واقعيت تلخى است كه همه مصلحان با آن رويارو مىشوند. ازآنرو، نسبت دادن آن به خداى متعال جايز است كه او بر دلهاى آنان مهر زده و آنان را خوار كرده و چه بسا داراييها و امكانات به آنان داده است، تا بيشتر به گناه آلوده شوند، سپس به سركشى و حق ستيزى خود مىافزايند و اين همه كيفرى متناسب با دشمنى هميشگى آنان با حق و سركشى آنان است. اگر اين همه افعال به گونه حقيقى فعل خداى متعال بود، نكوهش و سرزنش آنان دليلى نداشت.