آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٥٣ - درس صد و بيست و دوم آيات متشابه سوره انفال
خير و جميل است و جز نيكى و زيبايى اراده نمىكند اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ. و بدين دليل است كه گمراه كردن را از سوى خدا، به خذلان و محروميت، تفسير كرديم. خذلان و محروميتى كه خود موجبات آن را فراهم آوردند. و [كافران قوم نوح] بر اثر گناهانشان در آب غرق شدند و به آتش دوزخ درآمدند: مِمَّا خَطِيئاتِهِمْ أُغْرِقُوا فَأُدْخِلُوا ناراً.[١] اين احاديث نمونههايى از احاديث پيشينيان در تفسير آيه مورد گفتگو بود و آيه اين همه معانى را در بردارد كه قرآن دربردارنده وجوه و معانى گوناگون است و هر آيه، داراى هفت بطن از مفاهيم و معانى است كه خبرگان در دين، بدان معانى آگاهى دارند. از اين روى و از آنجا كه عبارت در تعبير عام خود، محتوى همه اين معانى است، اختلاف و تعارضى وجود ندارد. هر چند كه با توجه به موقعيت خاص آيه، مىتوان گفت كه آيه داراى يك معنى است كه ما آن را بر ديگر معانى آن ترجيح داديم.
٨١- آيه ٤٢، سوره انفال: وَ لكِنْ لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْراً كانَ مَفْعُولًا.- ليكن خدا قضاى حتمى را كه مقدّر فرمود، اجرا مىكند».
مىگويند: اين آيه دليلى است بر اينكه هر كارى كه آدمى انجام دهد، به قضا و تقدير الهى است. نه انسان را ارادهاى است و نه اختيار.
پاسخ: در موضوع «قضاء و قدر» در گفتار آينده سخن خواهيم گفت كه چيزى جز علم خداى متعال به رويدادها، پيش از پيدايش آنها نيست، بدون آنكه در تحقق خارجى آنها مؤثر باشد.
افزون بر اينكه دنباله آيه با اعتقاد اين افراد جبرگرا درباره كارهاى آدميان، به صراحت منافات دارد، زيرا پس از آن مىگويد: لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ يَحْيى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ إِنَّ اللَّهَ لَسَمِيعٌ عَلِيمٌ.- تا هلاك شود آنكه از روى دليل بايد هلاك شود و زنده بماند آنكه بايد از روى دليل زنده بماند و بىشك خدا شنواى داناست».
به سخن ديگر، آنكه پس از روشن شدن حقّ براى او، به اختيار خود، گمراهى را پيشه كرد، گمراه بماند و آنكه هدايت را برگزيد، به راه راست گام بردارد. نه جبر
[١] نوح، ٢٥.