آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٢٧ - درس صد و بيست و يكم آيات متشابه سورههاى انعام و اعراف
راست هدايت كند: فَما ذا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلالُ.[١]- و پس از حق جز گمراهى وجود ندارد».
وَ إِنْ يَخْذُلْكُمْ فَمَنْ ذَا الَّذِي يَنْصُرُكُمْ مِنْ بَعْدِهِ.[٢]- و اگر خدا شما را خوار كند، پس از او كيست كه شما را يارى رساند؟» زيرا كسى كه گمراه شد و به سخن دقيقتر به اختيار خود سزاوار گمراهى گرديد، خدا او را هدايت نمىكند و براى چنين كسانى، يارىكنندگانى وجود ندارد: فَإِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي مَنْ يُضِلُّ وَ ما لَهُمْ مِنْ ناصِرِينَ.[٣] ٧٦- آيه ١٨٨، سوره اعراف: قُلْ لا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعاً وَ لا ضَرًّا إِلَّا ما شاءَ اللَّهُ.- من براى خود، سود و زيانى را مالك نيستم، جز آنچه خدا بخواهد».
اشاعره، اين آيه را بر ناتوانى بندگان بر انجام خوب يا بد، دليل آوردهاند و بر آن باورند كه مردم بر انجام هيچ كارى قادر نيستند و در كار خود، تحت اراده چيره خداوند مغلوبند.
پاسخ: در اين آيه نفع و ضرر، عبارت از سلامتى و بيمارى است و سلامتى در برابر رويدادها و آفات. و هيچكس سرانجام كار حتمى خود را، در طول زندگى نمىداند كه به سلامت و يا به گرفتارى پايان خواهد يافت: وَ ما أَدْرِي ما يُفْعَلُ بِي وَ لا بِكُمْ.[٤]- اى رسول ما بگو من نمىدانم كه با من و شما عاقبت چه مىكنند؟» مردم عرب گمان كردند كه لازمه پيامبرى، دانستن غيب به گونه ذاتى است.[٥] و به همين دليل از پيامبر (ص) مىپرسيدند: رستاخيز چه هنگام برپامىشود؟
يَسْئَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْساها. در ردّ اين پرسش روزگار جاهلى، آيه آمد كه «اى
[١] يونس، ٣٢.
[٢] آل عمران، ١٦٠.
[٣] نحل، ٣٧.
[٤] احقاف، ٩.
[٥] پيامبران و امامان( درود خدا بر همه آنان باد) تنها به افاضه خداى بخشنده به امور نهانى و غيب آگاه مىشوند كه داناى به غيب( بالذّات) اوست و هيچكس را به غيب و نهان خود آگاه نمىكند، جز آنكس از فرستادگان برگزيده خود را كه: عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً. إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ ... جن، ٢٦.