آموزش علوم قرآن ط سازمان تبليغات - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٩٥ - آيات پيرامون«وجه»(چهره)
مكانى از او تهى نيست و مكانى سواى مكانى ديگر، او را در برنمىگيرد. آيه مذكور، ردّ بر يهود است كه گمان مىكردند: نماز خواندن به سوى بيت المقدس واجب است، همان گونه كه پيش از تغيير سمت قبله به سوى كعبه، معمول بوده است. آنان، مسلمانان را بر اين تغيير ناگهانى قبله سرزنش مىكردند و مىگفتند: اگر روى آوردن به سوى بيت المقدس، روى آوردن به سوى خدا بوده است كه روى آوردن به سوى كعبه، روى آوردن به سوى غير خداست و اگر روى آوردن به خدا، روى آوردن به كعبه است، روى آوردن پيش، به سوى غير خدا بوده است و آيه ١٤٢ سوره بقره، نمايانگر همين موضوع است كه مىگويد: سَيَقُولُ السُّفَهاءُ مِنَ النَّاسِ ما وَلَّاهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتِي كانُوا عَلَيْها.
(مردم سفيه بىخرد خواهند گفت: چه موجب شد كه مسلمانان از قبلهاى كه بر آن بودند (بيت المقدس) روى به كعبه آوردند.) آيه مورد گفتگو، در پاسخ اين اعتراض فرودآمد كه خداى متعال، تنها در جهت و مكانى نيست و اى پيامبر ما، به آنان بگو كه مشرق و مغرب از آن خداست:
قُلْ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ[١] و به هرجا كه روى آوريد، خدا آنجاست: ... فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ[٢] و همه سمتها و جهات، از آن خدا و تحت سلطه و سيطره اوست و مكانى سواى مكان ديگر، مختص او نيست. نسبت دادن مكان به او، از روى تشريفاتى محض است و اگر او شما را دستور دهد كه به بيت المقدس روى آوريد، علت و سبب آن، چيزى جز تشريفات و اعتبار نيست و قهرا به آن دليل نيست كه خدا را مكانى خاصّ است، يا اينكه او در جايى حلول كرده است. مصلحت ايجاد نموده كه اين توجه عبادى به سوى كعبه باشد كه بيت اللّه العتيق [خانه كهن خداوند] است و نسبت آن به خداوند، نسبتى تشريفاتى است:
وَ ما جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنْتَ عَلَيْها إِلَّا لِنَعْلَمَ مَنْ يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ يَنْقَلِبُ عَلى عَقِبَيْهِ وَ إِنْ كانَتْ لَكَبِيرَةً إِلَّا عَلَى الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ.[٣]
[١] بقره، ١٤٢.
[٢] بقره، ١١٥.
[٣] بقره، ١٤٣.