تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٨٨ - شعاع ابديت در اين دنيا مانند شير و مقتضيات ماده مانند خون است متوجه باش شيرى را كه سهم تست با خون مخلوط نسازى
خلاصه در كتاب مثنوى در موارد فراوان با همين مسئله رو به رو مى شويم كه دنيا ناچيز است و دنيا پست و پليد است و دنيا مانند برزخ است ، در اين موارد نبايد فراموش كنيم كه مقصود جلال الدين مطابق آيات قرآنى براى آن اشخاص اين دنيا را پليد معرفى مى كند كه محصولى جز اشباع مشتهيات نفسانى ندارند .
البته بنا بر اين چنان دنيايى از برزخ هم بدتر است كه هيچ حقيقت اصلى از خود ندارد و انسان را به هيچ حقيقت اصلى نائل نخواهد ساخت . باز دليل اين تفسير ابيات فراوانى است كه جلال الدين در آنها دنيا را جايگاه تكامل معرفى مى كند و دنيا را اين روى پردهء هستى قرار مى دهد كه مقدمهء آن روى هستى است .
((١٤)) چون در او گامى زنى بىاحتياط شير تو خون مى شود از اختلاط
شعاع ابديت در اين دنيا مانند شير و مقتضيات ماده مانند خون است متوجه باش شيرى را كه سهم تست با خون مخلوط نسازى ممكن است گفته شود بنا به تفسيرى كه در بارهء بيت گذشته بيان كرديم اين مضمون كه در بيت مورد تفسير وجود دارد نابجا خواهد بود ، ولى با كمى دقت اين توهم بر طرف خواهد شد ، زيرا - چنان كه در شرح بيت گذشته گفتيم مسئله شير و خون در اين دنيا حقيقتاً دو موجود جداگانهاى نيستند كه هر يك به جهت خواص و نمودهاى مشخصى از ديگرى تفكيك گردد ، بلكه اين شير و خون دو نمود انتزاعى است كه از موجوديت درونى ما سرچشمه مى گيرد .