تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٨٤ - روح كل در نفوس جزئى اثر ايجاد مى كند ، در نتيجه نفوس جزئى نيروى ملكوتى بر خود مى گيرند
كلى است كه در باره واحد زير بناى هستى اعم از طبيعت و حقايق ما وراى طبيعت به كار مى رود . اين حقيقت كه با يكى از اصطلاحات سه گانه نشان داده مى شود غير از خدا است . چنان كه مادهء مطلق يا ماده المواد غير از عله العلل ( خدا ) مى باشد . حقيقتى را كه با يكى از اصطلاحات سه گانه مطرح مى كنند حتى زير بناى ماده المواد نيز مى باشد .
اين معنى كه براى اصطلاح ( عقل كل ) گفتيم در اوپانيشادها بشكل ذيل منعكس شده است :
« صفت دوم براهمن ( پراجنا ) يا ( گياهان ) يا ( چت ) است كه مفهوم هر سه قوهء شاعره يا فكر مى باشد .
روان يا ( آتمن ) داراى اين قوهء شاعره است ، زيرا ، ( آتمن ) است كه دانش را در مى يابد و اساس و فهم ادراك جهان خارج است ، ولى خود بفهم در نمى آيد . ادراكات تجربى ما نتيجهء محسوساتى است كه از راه حواس به دست مى آيد ، اما فعاليت اين حواس مشتق از هوش يا عقل ( پراجنا ) مى باشد . از اين رو ( آتمن ) كه فاعل قوهء شاعره است جوهر فنا ناپذيرى است كه در تجربيات روزانهء ما آشكار مى گردد و در قبال كليهء تغييرات و تتبعات فكرى ما ثابت و بىتغير مى ماند و مانند اقيانوس بىپايانى است كه جميع جريانهاى احساسات كه از اعضاء حاسه سرچشمه مى گيرد وارد آن مى شود . اين فاعل قوهء شاعره ( داننده ) براهمن است ، از اين جنبه او بنور خويش روشن است و نور الانوار ( جيوتيسام جيوتيس ) و نور اعلى ( پرم جيوتى ) و نور جاودانى ( سكرويدويبهات ) مى باشد .
براهمن در صورت عقل ( قوهء شاعره ) راهنماى خدايان و نيروهاى طبيعت و كليهء موجودات است ، جميع فعاليتهاى دماغى از دانستن و خواستن و احساس منبعث از قوهء شاعره است ، عقل ( قوهء شاعره ) اساس آن است . عقل ( قوهء شاعره ) براهمن است . » [١]
[١] اوپانيشاد ، ترجمه محمد دارا شكوه ، مقدمهء دكتر تاراچند ص ٢٩٧ . .