تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٥٠ - آيا در برابر عوامل دگرگون كنندهء درون بايستى مقاومت كرده از بروز آثار آنها در اعضاى ظاهرى جلوگيرى كنيم ؟
صورت و غير و ذلك . اين گونه پديده ها با اين كه قاطعانه نبوده و كليت ندارند ، با اين حال مى توانند تا حدودى جريانات درونى افراد را باز گو كنند ، روان شناسان و روان پزشكان در كارهاى خود از يك اصل كلى كه در اين مسئله داريم و فوق العاده حائز اهميت است استفاده مى كنند و آن اين است كه هر چه كه شخصيتهاى درونى انسانى ورزيده تر و رشد يافته بوده باشد نيروى خود دارى از انعكاس پديده ها و كاشفهاى متغير در قيافهء او بيشتر گشته و در نتيجه مى توانند جريانات درونى خويش را پوشيده بدارند .
آيا اين گونه خود دارى از نظر فردى و مقررات اجتماعى صحيح است يا نه ؟ - بحث دامنه دارى است و مى توان عنوان اين بحث را چنين مقرر كرد كه آيا لازم است يا شايسته است كه افراد انسانى در مقابل عوامل دگرگون كنندهء درون مقاومت ورزيده و از بروز آنها جلوگيرى كنند يا نه ؟
آيا در برابر عوامل دگرگون كنندهء درون بايستى مقاومت كرده از بروز آثار آنها در اعضاى ظاهرى جلوگيرى كنيم ؟
آن چه كه طبيعى به نظر مى رسد اين است كه بايستى هر عاملى معمول خود را ايجاب كند . در آن هنگام كه ما مى خواهيم مطابق قانون طبيعى مزبور با رويدادها روبه رو شويم بدون ترديد بايستى از انعكاس جريانات درونى دو چهره و ساير اعضاى مربوطه خود دارى نكنيم . مخصوصاً در مواردى كه خود روان انسانى ذاتاً اقتضاى اثرى را داشته باشد ، مانند انعكاس پديدهء لذت كه از مقتضيات روانى ما است . عامل ترديد در ما اثر طبيعى ايجاد مى كند كه با هيچ نيرويى از بروز آن نمى توان جلوگيرى كرد . همچنين نيز هنگامى كه بخواهيم عوامل مؤثر در روان انسانى را كه موجب بروز انعكاساتى در صورت انسانى مى گردد محاسبه كنيم ، بايستى آن چه را كه به عنوان جريان ثابت در اين مسئله مشاهده مى كنيم منظور نماييم . به عبارت روشنتر هنگامى كه مى بينيم افراد انسانى در فلان حالت معين