تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣١٠ - اگر بخواهيد تقليد كنيد از كسانى تقليد كنيد كه حقايق را بدانند و از هوى و هوس دور باشند
يك موضوع آشكار است رجوع كردن به ديگرى خود را باختن بوده و تكيه به ديگرى است كه كشف از بىشخصيتى خواهد كرد .
دريغا ، اگر خود انسانها هم بخواهند در حقايق آشكار و عقلانى كه خود كاملًا درك مى كنند تقليد نكنند و درك خود را مورد عمل قرار بدهند ، باز نيرومندان روان شناس و هوا پرستان ماهر باز افراد انسانى را آن چنان به خودشان متشبه خواهند كرد كه حتى دليل به موجوديت خودشان را هم بايستى از همان نيرومندان ماهر بگيرند .
اما شخصى كه مورد تقليد قرار مى گيرد از نظر اهميت در ارزيابى فوق العاده با اهميت است . اگر بخواهيم با جملات مختصرى اين قضيه را بيان كنيم به اين شكل درمى آيد :
كسى كه از يك شخص تقليد و پيروى مى كند در حقيقت براى به دست آوردن ايده آل مطلوب خويش از او تبعيت مى كند . ايده آل مطلوب هدف شخصيت تقليد كننده است .
از طرف ديگر هدف هر شخصيت مالك آن شخصيت است . پس گفتار و كردار شخصيتى كه مورد پيروى و تقليد مى شود در حقيقت مالك مطلق تقليد كننده مى باشد . بنا بر اين اهميت شخصى كه مورد پيروى قرار مى گيرد مساوى اهميت مالك شخصيت انسانى مى باشد .
خطر اين مالك شخصيت بانسان خيلى بيشتر و عميقتر از خود شخصيت انسان است ، زيرا - شخصيت انسان در اختيار خود انسان است ، يعنى تا حدودى مى تواند در آن تصرفى داشته باشد ، در صورتى كه مالك شخصيت كه بيرون از انسان و قوىتر از او است از اختيار انسانى خارج است و به قول جلال الدين :
« مى برد آن جا كه خاطر خواه اوست »
اين است حساسترين پديده بشرى در روابط انسان با يكديگر . اگر بگوييم هشتاد درصد بد بختىهايى كه دامن گير تاريخ انسانى گشته است از همين مسئله ناشى مى شود سخنى به گزاف نگفتهايم ، ولى دشوارى مسئله نبايستى ما را مأيوس نموده تنها