كشاف اصطلاحات الفنون و العلوم - التهانوي، محمد علي - الصفحة ٣٣٣ - فائدة
البسيط:
[في الانكليزية]Extended ،simple ،prosodic metre
[في الفرنسية]Etendu ،metre prosodique ،simple
في اللغة بمعنى المبسوط أي المنشور كالأرض الواسعة. و في الاصطلاح يطلق على معان. منها ما هو مصطلح أهل العروض أعني بحرا من البحور المختصّة بالعرب و هو مستفعلن فاعلن مستفعلن فاعلن مرّتين، و يستعمل مخبون
آتشي/ هوائي/ آبي/ خاكى ا/ ب/ ج/ د ه/ و/ ز/ ح ط/ ي/ ك/ ل م/ ن/ س/ ع ف ص/ ق/ ر/ ش ت/ ث/ خ/ ذ ض/ ظ/ غ مرفوع/ منصوب/ مكسور/ مجزوم طالب دال است و قس على هذا باقي الحروف پس حاصل بسط غريزي محمد ن ن است چرا كه براى ميم او كه آتشي است در درجه چهارم ن آورديم كه هوائيست در درجه چهارم و همچنين براى ميم دوم. اما حا و دال او خاكىاند و ليكن اين تعريف بعضي ائمه متقدمين است. و نيز درين رساله در جائي ديگر واقع شده كه بسط غريزي ج ل ب ا ل ق ل و ب چنين باشد د ك ا ب ك ر ك ه ا و بسط غريزي بغايت معتبر است و معمول ائمه اين فن است. پنجم بسط ترفع و آن عبارتست از ارتفاع حروف مطلوب و آن سه قسم است عددي و حرفي و طبيعي. اما بسط ترفع عددي عبارتست از ارتفاع حروف مطلوب بجهت اعدادي كه قائم است بديشان از اعداد ابجدي چنانچه عدد هريك از آن حروف اگر در درجه آحاد باشد بعشرات برند و اگر در درجه عشرات بود بمئات برند و اگر به درجه مئات باشد به الوف برند پس بسط ترفع عددي محمد ت ف ت م است چه ميم كه ٤٠ عدد دارد چون در درجه عشرات است بمئات برديم ٤٠٠ شد حرف ساختيم ت شد باز حاي محمد كه از آحاد است بعشرات برديم ٨٠ شد و ازو ف حاصل شد باز از ميم دوم ت گرفتيم و از دال م گرفتيم چرا كه در آحاد است و عدد او چهار و چهار عشرة چهل باشد و حرفش ميم. اما بسط ترفع حرفي عبارتست از ارتفاع هريك از حروف ابجدي بحرف ما بعد كه فاضلتر است مثلا در محمد به جاى ميم اوّل او ن بياوريم چرا كه فاضلتر ميم نون است و همچنين براى حا ط بياورديم و براى ميم دوم ن و براى دال ه بياورديم پس جميع حروف مستحصله باين بسط ن ط ن ه باشد. اما بسط ترفع طبيعي عبارتست از ارتفاع حروف بحسب طبيعت چنانكه حرف خاكى را مبدل كنند بحرف آبي و آبي را بحرف هوائي و هوائي را به آتشى و آتشي را بحال خود دارند چرا كه او بالاترين حروفست و ازو ترقي ممكن نيست مثلا در محمد ميم كه آتشي است بحال خود گذاشتيم و به جاى حاي او كه خاكيست ز گرفتيم و ميم ديگر را نيز بحال خود گذاشتيم و براى دال ج گرفتيم پس حاصل شد اين دو حرف ز ج. ششم بسط تجميع است و آن عبارتست از جمع نمودن هريك از حروف طالب با حروف مطلوب و تحصيل كردن حروف از هر اجتماعي مثلا محمد طالب و جعفر مطلوب نوشتيم بدين نوع م ح م د* ج ع ف ر پس ميم محمد را كه چهل بود با جيم جعفر جمع نموديم ٤٣ شد و همان ج م حاصل شد بعد از ان حاي محمد را با عين جعفر جمع كرديم ٧٨ شد حروفش ح ع شد پس ميم دوم با فا جمع نموديم ١٢٠ شد حروفش ق ك شد پس دال را با را جمع كرديم ٢٠٤ شد حروفش همان د ر ميشود پس حروف مستحصله ازين عمل ج م ح ع ق ك د ر ميشود. هفتم بسط تضارب است و آن عبارتست از ضرب نمودن هريك از حروف طالب در حروف مطلوب و تحصيل نمودن حرف از حاصل الضرب مثلا خواستيم محمد را كه طالب است با جعفر كه مطلوب است بسط تضارب كنيم پس اعداد ميم كه ٤٠ است در اعداد جيم كه سه است ضرب كرديم ١٢٠ حاصل شد حروفش ك ق شد باز حاي محمد را در عين جعفر ضرب كرديم ٥٦٠ حاصل شد حروفش س ث باز ميم را در فا ضرب كرديم ٣٢٠٠ شد حروفش ر غ غ غ شد پس دال را در را ضرب-