كشاف اصطلاحات الفنون و العلوم - التهانوي، محمد علي - الصفحة ٨٨٧ - فائدة
ما كان رآه كما هو. و هذا من ظهور الحقّ.
و الرؤيا الصادقة هي التي بدون تأويل تقع بعينها أو يصحّ تأويلها و هي من ظهور الروح. و يمكن أن تقع للمؤمن أو الكافر على السواء.
اعلم بأنّ بعض الأمور قد تحصل للمؤمن السّالك، فكذلك يمكن حصول بعض الأمور لبعض الفلاسفة و الرهبان و البراهمة، و علّة ذلك قوة الرياضة الروحية و صفاء القلب حتى تصبح الروح قوية و تنكشف لها بعض الأنوار الروحانية. و أحيانا يخبرون عن أمور دنيوية مستقبلة، و قد يطلعون على أحوال بعض الناس.
و هذا لن يكون سببا لقربهم و قبولهم عند اللّه.
لا، لن يكون سببا لنجاتهم بل ربّما كان سببا في ضلالاتهم و كفرهم، بل و زيادة ذلك و استدراجا لهم. أمّا السّالك الموحّد فتحصل له بعض (الكشوفات) بسبب ظهور الحقّ. اعلم أنّ رؤية النبي صلى اللّه عليه و سلم و كذلك جميع الأنبياء و الشمس و القمر و النجوم اللامعة في النوم هي رؤيا حقّ.
و لا يستطيع الشيطان أن يتمثّل بواحد منها.
و كذلك قالوا: إنّ الغيوم التي تهطل منها الأمطار هي في المنام حقّ أيضا. لأنّ الشيطان لا يتمثّل بذلك. و كذلك رؤية أحد الشيوخ الأفاضل الموصوف بكونه من أهل العلم بالشّريعة و الحقيقة و الطّريقة. أمّا من ليس كذلك فيمكن للشيطان أن يتمثّل به. أمّا البحث حول كيفية رؤية النبي المصطفى صلى اللّه عليه و سلم فثمّة اختلاف [١].
[١] بمعني خواب ديدن و آنچه در خواب بيند كما في المنتخب. و در مجمع السلوك ميگويد فرق در ميان خواب و واقعه بدو وجه است يكى از راه صورت دوم از راه معنى واقعه از راه صورت آن باشد كه ميان خواب و بيداري يا صرف در بيداري بيند و از راه معنى واقعه آن باشد كه از حجاب خيال بيرون آمده باشد و غيبي صرف بود چنانچه روح در مقام تجرد كه مجرد از اوصاف بشري است مدرك آن شود و اين واقعه روحاني مطلق باشد و گاه بود كه نظر روح مؤيد شود بنور إلهي و آن واقعه رباني صرف بود كه المؤمن ينظر بنور اللّه تعالى و خواب آن باشد كه حواس بكلي از كار رفته باشد و خيال بر كار آمده باشد و در غلبات مغلوبى حواس چيزى در نظر خيال آيد و آن بر دو نوع است يكى اضغاث احلام و آن خوابيست كه نفس به واسطه خيال ادراك كند و وساوس شيطاني و هواجس نفساني كه از القاي نفس و شيطان باشد و آن را خيال نقش بندي مناسب كند آن را تعبيري نباشد دوم خواب نيك است كه آن را رؤياى صالحه گويند و آن جزويست از چهل و شش جزء از نبوت چنانكه پيغمبر عليه السلام فرموده و توجيه او اينست كه مدت ايام نبوت آن حضرت عليه الصلاة و السلام بيست و سه سال بود از آن جمله ابتداء تا به شش ماه وحي به خواب مىآمد پس خواب صالح بدين حساب يك جزء باشد از چهل و شش جزء نبوت و خواب صالح بر سه نوع است يكى بتأويل و تعبير حاجت ندارد مثل خواب ابراهيم عليه السلام كه صريح بود اني ارى في المنام اني اذبحك دوم آنكه محتاج تاويل بود و بعضى همچنان شود كه ديده شده چنانچه خواب يوسف عليه السلام كه اني رأيت احد عشر كوكبا و الشمس و القمر رأيتهم لي ساجدين يازده ستاره و آفتاب و ماهتاب محتاج تاويل بود اما سجده بعينه ظاهر شد بتأويل حاجت نيامد فخرّوا له سجّدا سيوم آنكه جمله محتاج تاويل بود چون خواب ملك مصر انّي ارى سبع بقرات سمان الآية و بحقيقت رؤياى صالحه مطلقا نه آنست كه او را تاويل راست باشد و اثر آن ظاهر گردد كه اين مؤمن و كافر هر دو را باشد بلكه رؤياى صالحه آنست كه مؤيد بنور إلهي بود و اين جز مؤمن يا ولي يا نبي را نباشد و يك جزء است از اجزاء نبوت پس اگر نظر نفس باشد مؤيد بتأييد نور روح و بىتاييد نور إلهي رؤياى صالحه نبود. و صاحب مرصاد العباد گويد كه رويا بر دو نوع است رؤياى صالح و رؤياى صادق رؤياى صالح آنست كه مؤمن يا ولي يا نبي بيند و راست بازخواند يا تاويلى راست دارد و همچنان كه ديده است بعينه بازآيد اما از نمايش حق بود و رؤياى صادق آنست كه بىتاويل راست بازخواند و يا تاويلى راست دارد و از نمايش روح بود و اين كافر و مؤمن هر دو را باشد. بدان كه وقائع چنانكه مؤمن سالك را باشد نيز بعضى فلاسفه و رهبان و براهمه را بسبب غايت رياضت و تصفيه دل حاصل شود تا باشد كه غلبات روحانيه ظاهر شود و انوار روحانيه بر نظر ايشان مكشوف گردد و گاه باشد كه از كارهاى دنياوي آينده خبر دهند و از بعضى احوال خلق واقف كردند اما ايشان را بدان قربى و قبولى نباشد و سبب نجات ايشان نشود بلكه داعي بر كفر و ضلال بود و باعث بر ابقاي ضلالت باشد و واسطه استدراج شود اما سالك موحد را وقائع بسبب ظهور حق شود. بدان كه ديدن پيغامبر را صلى اللّه عليه و سلم و كذلك همه پيغامبران و آفتاب و ماهتاب و ستارگان روشن را در خواب حق است شيطان بدانها تمثل كردن نتواند و گفتهاند و كذلك ابر كه درو باران باشد ديدن آن در خواب حق است شيطان تمثل آن نتواند و كذلك شيخى كه موصوف باشد بشريعت و طريقت و حقيقت. اما شيخى كه چنين نبود شيطان بدان تمثل كردن تواند اما در كيفيت ديدن مصطفى صلى اللّه عليه و آله و سلم اختلاف است.