كشاف اصطلاحات الفنون و العلوم - التهانوي، محمد علي - الصفحة ٨٠٨ - فائدة
الدّوار:
[في الانكليزية]Vertigo ،blackout ،dizziness ،seasickness
[في الفرنسية]Vertige ،etourdissement ،mal de mer
بالضم و تخفيف الواو هو حالة يتخيل لصاحبها أنّ الأشياء تدور عليه و أنّ بدنه و دماغه يدوران فلا يملك أن يثبت و يسكن بل يسقط.
و الفرق بينه و بين الصّرع أنّ الدوار يثبت مدة و الصرع يكون دفعة فيسقط صاحبه كذا في الآقسرائي.
دوم اعنى لن شروع كنند بحر مديد پيدا مىشود چنانچه مذكور شد و اگر از جزء سيم اعني مفا ابتدا كنند برين وزن كه مفاعيلن فعولن مفاعيلن فعولن و اين بحر مقلوب طويل است و اين را بحر عريض نيز نامند زيرا كه مقابل طويل است اما برين وزن به تازى شعري نيافتهاند. و بهرامى ميگويد كه به پارسى برين وزن شعر ديدهام و اگر از جزء چهارم اعني عيلن بدايت كنند بحر بسيط بر مىآيد چنانچه مرقوم شد و اگر از جزء پنجم نخست بخوانند اعني از لفظ لن دوم ابتدا كنند برين روش كه لن فعولن مفاعي لن فعولن مفاعي بر وزن فاعلن فاعلاتن فاعلن فاعلاتن و اين بحر مقلوب مديد است و اين را بحر عميق خوانند زيرا كه مقابل مديد است و اين بحر نيز در تازي نيافتهاند و مصراعي گفته درين دائره نهادهاند تا همه بحور مذكوره بر توان خواند و آن مصراع بر وزن طويل اين است. ع. بمن برگذر اي مه بمن درنگر گهگه و بر وزن مديد چنين است. ع. برگذر اي مه بمن درنگر گهگه بمن و بر وزن مقلوب همين است. ع. گذر اي مه بمن درنگر گهگه بمن بر و بر وزن بسيط.
ع. اي مه بمن درنگر گهگه بمن برگذر و بر وزن مقلوب مديد. ع. مه بمن درنگر گهگه بمن برگذر اي و صورت دائره اين است.
دوم دائره مؤتلفه و وجه تسميه آن ايتلاف و اتفاق اركان آن است كه هر واحد سباعي است و اين دائره بر بحر وافر و كامل محتوي است باين طريق كه مفاعلتن را سه يا چهار بار بر خط دائره بنويسند پس اگر از مفا آغاز كنند باين طور كه مفاعلتن مفاعلتن مفاعلتن پس بحر وافر برمىخيزد پس اگر سه بار بود وافر مسدس باشد و اگر چهار بار باشد وافر مثمن بود و همچنين بحر كامل و اگر از علتن شروع كنند باين طرز كه علتن مفاعلتن مفاعلتن مفا بر وزن متفاعلن متفاعلن متفاعلن پس بحر كامل حاصل مىشود و بعضى گفتهاند كه از دائره مؤتلفه سه بحر حاصل مىتوان شد بحر وافر و كامل چنانچه گذشت و اگر از تن ابتدا كنند باين روش كه تن مفاعل تن مفاعل تن مفاعل بر وزن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن اما اين وزن متروك است لهذا براى آن نامى ننهادهاند. و مخفي مباد كه حرف لام در مفاعلتن متحرك است و حرف نون در فاعلاتن ساكن پس منطبق نخواهد شد. و مصراعى وضع كرده درين دائره نوشتهاند تا هر سه بحور مرقومه از ان توان خواند و آن مصراع بر وزن وافر مسدس اين است. ع. بگو دل من كجا طلبم ز بهر خدا و بر وزن كامل مسدس چنين است. ع. دل من كجا طلبم ز بهر خدا بگو. و بر وزن متروك اين چنين باشد. ع. من كجا طلبم ز بهر خدا بگو دل و صورت دائره اين است.
سيوم دائره مجتلبه و وجه تسميه آن جلب و اخذ اركان آن از اركان دائره اولى است و اين دائره بحر هزج و بحر رجز و بحر رمل را ملتوي است باين وضع كه مفاعيلن را سه يا چهار بار زير خط محيط دائره نويسند پس اگر از مفا آغاز نمايند باين نمط كه مفاعيلن مفاعيلن مفاعيلن پس بحر هزج برمىآيد پس اگر سه بار باشد هزج مسدس بود و اگر چهار بار بود هزج مثمن باشد و همچنين بحر رجز و رمل است و اگر از عيلن افتتاح كنند باين نهج كه عيلن مفاعيلن مفاعيلن مفا بر وزن مستفعلن مستفعلن مستفعلن پس بحر رجز مأخوذ مىشود و اگر از لن ابتدا سازند باين طرز كه لن مفاعي لن مفاعي لن مفاعي بر وزن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن پس بحر رمل خارج ميگردد و مصراعى فراهم آورده درين دائره رقم كردهاند تا هر سه بحور مذكوره از ان بيرون توان آورد و آن مصراع بر وزن هزج مسدس اين است. ع.
مرا دل بىدلآرامى دلارامى نيارامد. و بر وزن رجز مسدس چنين است. ع. دل بىدلآرامى دلارامى نيارامد مرا. و بر وزن رمل مسدس اين چنين است. ع. بىدلآرامى دلارامى نيارامد مرا دل. و اگر بعد از نيارامد نگارينا افزوده شود جمله مثمن شود و صورت دائره مجتلبه اين است.
چهارم دائره مشتبهة و وجه تسميه آن اشتباه اركان بعض بحور با بعض ديگر است و اين دائره محيط بر شش بحور است اعنى سريع و منسرح و خفيف و مضارع و مقتضب و مجتث باين طور كه مستفعلن مستفعلن مفعولات را زير خط محيط دائره رقم كنند پس اگر از مستفعلن اوّل آغاز كنند باين طريق كه مستفعلن مستفعلن مفعولات پس بحر سريع برمىآيد و اگر از مستفعلن دوم ابتدا نمايند باين وضع كه مستفعلن مفعولات مستفعلن پس بحر منسرح مسدس بيرون مىآيد و اگر از تفعلن بدايت كنند باين نمط كه تفعلن مف عولات مس تفعلن مس بر وزن فاعلاتن مستفعلن فاعلاتن پس بحر خفيف خارج ميشود و اگر از علن دوم افتتاح نمايند باين طرز كه علن مفعولات مستف علن مستف بر وزن مفاعيلن فاعلات مفاعيلن پس بحر مضارع حاصل ميشود. و اگر از مفعولات شروع كنند باين روش كه مفعولات مستفعلن مستفعلن پس بحر مقتضب مسدس