شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٥٨٩ - توبه
مانند زنا برضاى طرفين پشيمانى و عزم بر اينكه ديگر مرتكب نشود كافى است.
اگر توبه در ترك واجب باشد مانند آنكه روزه و نماز بشرائط انجام نداده شرط است اگر وقت تدارك باقى است تدارك كند مانند زكاة و اگر قضا دارد قضا كند مانند روزه و اگر هيچ ندارد پشيمانى و عزم كافى است.
اگر توبه از تقصير در حق آدمى است شرط است پس از پشيمانى حق را بصاحب آن برساند و اگر نتواند عزم بر آن كند كه هنگام توانائى تدارك كند. و اگر حق قصاص باشد خود را تسليم كند و اگر مردمى را گمراه كرده توبه او به آن است كه آنها را هدايت كند.
اين امور كه پس از پشيمانى گفته شد هيچيك اجزاء توبه نيست بلكه توبه پيش از اين كه آن را انجام دهد صحيح و خود واجب جدائى است مثلا كسى كه نماز نخوانده و توبه كند توبه او فعلا صحيح است و قضاى نماز واجبى است جداگانه.
و يجب الاعتذار إلى المغتاب مع بلوغه
كسى كه غيبت مسلمانى كرده و غيبت او جائز نبوده است اگر خبر اين غيبت باو نرسيده پشيمانى كافى است و اگر خبر رسيده عذر خواهى لازم است.
و في إيجاب التفصيل مع الذكر اشكال.
قاضى القضاة از مشايخ معتزله گفته است كسى كه گناهان خود را بياد دارد بايد از هر يك جدا توبه كند و مصنف فرمود اين تفصيل لازم نيست و اگر همه را بالاجمال در نظر گيرد كافى است.
و في وجوب التجديد أيضا إشكال.
ابو على جبائى گفت تجديد توبه هرگاه ياد گناه آيد واجب است چون كسى كه قادر است بر گناه كردن و ياد گناه پيشين آيد يا قصد پرهيز دارد كه همان تجديد توبه است يا قصد پرهيز ندارد بلكه يا متردد است يا قصد ارتكاب آن گناه دارد بهر حال پشيمان نيست ابو هاشم گفت شايد كسى ابتداء پشيمان شد پس از آن تأسف و افسوس