شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٥٨٥ - توبه
نخواهد بود زيرا فرمود شفيع مطاع نيست و هر شفيع زيردست نيست و شايد شفيع زيردست خواهش كند و دعاى او مستجاب شود و آيات ديگر در نبودن شفاعت براى كفار است نه براى مؤمنان چنانكه در آيات استمَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ و نيزلا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى.
و قيل في إسقاط المضارّ و الحقّ صدق الشّفاعة فيهما و ثبوت الثّاني له صلّى اللّه عليه و آله و سلّم لقوله ادّخرت شفاعتي لأهل الكبائر من أمّتي.
چنانكه اشاره كرديم بعضى گويند براى شفاعت زيادتى منافع نيكان است فقط و بعضى گويند براى اسقاط عذاب نيز هست و حق آن است كه هر دو شفاعت است و پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود شفاعت خود را براى مرتكبان كبائر از امت خود ذخيره كردم و البته آن براى اسقاط عذاب است.
[توبه]
و التّوبة واجبة لدفعها الضّرر و لوجوب النّدم على كلّ قبيح أو إخلال بالواجب.
مسأله يازدهم توبه و پشيمانى از گناه واجب است بدو دليل: يكى آنكه دفع ضرر ميكند و اين دليل موافق مذهب مصنف تمام نيست زيرا كه قبول توبه و رفع عقاب را بر خدا واجب نميداند پس معلوم نيست توبه دفع ضرر كند تا واجب باشد.
دليل ديگر آنكه پشيمانى از هر كار قبيح و ترك هر واجبى واجب است و و مقتضاى مسلمانى است كه زشت را زشت بداند و نيكو را نيكو و از اينكه در عمل مخالفت كرده افسوس خورد.
و يندم على القبيح لقبحه و إلّا لا نتفت التوبة و خوف النّار إن كانت الغاية فكذلك و كذا الإخلال بالواجب.