شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٢٩٥ - فى البحث عن الملموسات
فى البحث عن الملموسات
فمنها أوائل الملموسات و هي الحرارة و البرودة و الرّطوبة و اليبوسة.
مسأله پنجم در كيفهائى كه بحس لامسه ادراك ميشود و آنكه اول ادراك ميشود چهار است گرمى و سردى و ترى و خشكى و هر چه غير اين بحس لمس ادراك شود بازگشت آن باين چهار است مانند لطافت و لزوجت و ضد هر يك و نم داشتن و بىنم بودن و سنگينى و سبكى و بايد دانست كه حرارت و برودت را كيف فعلى ميگويند و رطوبت و يبوست را كيف انفعالى.
فالحرارة جامعة للمتشاكلات مفرّقة للمحتلفات و البرودة بالعكس.
حرارت اجسامى را كه داراى طبيعت مختلفند از يكديگر جدا ميكند و آنها كه مانند يكديگرند با يكديگر مجتمع ميسازد و برودت بر عكس و علتش آن است كه حرارت اجسام را سبك ميكند و چون جسم مركب سبك شود آنكه لطيفتر است سبكتر ميشود و از ميان اجزاء ديگر بيرون مىآيد و بامثال خود پيوسته ميشود.
و هما متضادّان.
حرارت و برودت ضد يكديگرند چون هر دو وجودى هستند و بعضى گويند حرارت ملكه است و برودت عدم ملكه يعنى جسم چون حرارت نداشته باشد آن را سرد گوئيم و تحقيق آن فائده ندارد.
و تطلق الحرارة على معان أخر مخالفة للكيفيّة في الحقيقة.
شارح علامه فرمود حرارت بر چند معنى اطلاق ميشود. اول آنكه از حرارت