شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٣٧٢ - حركت و احكام آن
و البروز لتكذيب للحسّ لهما.
حركت در مقوله كيف واقع ميشود و آن را استحاله ميگويند مثل آنكه سرد بتدريج گرم ميشود يا بالعكس و بعض قدما انكار استحاله كردند كه گرم شدن آب نه بتغيير كيف است بلكه اجزاء آتش در آب پنهان است يعنى پوشيده و مستور و چون گرم كنند آتشها بروز ميكند و همچنين همه چيز در همه چيز پنهان است و بعلل مختلف هويدا ميگردند و اين مردم را اصحاب كمون و بروز گويند و بعضى گويند اجزاى آتش از خارج وارد آب ميشود و آب را گرم ميكند. جواب آنست كه اين هر دو مخالف حس است زيرا كه هر چه در باطن آب بجوئى آتش و ساير اجناس كه آب بآنها مستحيل ميشود نتوانى يافت.
و گاه باشد كه تلى از گوگرد باندك آتش افروخته گردد كه نتوان گفت همه آن آتشهاى تل گوگرد از آميختن شراره سنگ چخماق است.
و في الأين و الوضع ظاهر.
حركت در أين و وضع معلوم و آشكار است حركت أين انتقال از مكانى است بمكانى و حركت وضع انتقال اجزاء از محاذاتى به محاذاتى و شارح علامه گويد ابو على گفت من حركت وضعى را نخست از حركات شمردم اما در كلام ابى نصر فارابى نيز ذكر آن هست.
و يعرض لها وحدة باعتبار وحدة المقدار و المحلّ و القابل.
مراد از مقدار زمان است و از محل جسم متحرك و از قابل مقوله كه در آن حركت واقع ميشود يا بالعكس قابل جسم متحرك است و محل مقوله كه حركت در آن واقع ميشود: بارى اگر يك جسم مشخص در زمان مشخص در مقوله مشخص حركت كند آن يك حركت است اما اگر در همان زمان و همان مقوله جسم ديگرى حركت كند غير اول است مثلا زيد در يك ساعت مسافتى طى كند و عمرو در همان زمان آن مسافت