شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٣٥٥ - در تعريف قدرت
بلكه غير واجب و حرام نداريم با اختلاف مراتب در تأكيد و غير آن.
مطلب ديگر آن كه اعمال مكلفان در مقام اطاعت فرمان خدا يا داراى مصالحى است ترك ناكردنى يا مفاسدى است احترازكردنى و امر الهى بمراعات آن تعلق گرفته است و مكلفان بايد آنها را رعايت كنند و خداى تعالى واجب فرمود يا حرام، و گاه مفاسد و مصالح آن اعمال عند اللّه الزامآور نيست چنانكه اگر خود بنده بدان عالم بود هم در نظر او آن مصالح و مفاسد ارزش نداشت كه آن را بفعل و ترك وادار كند آن اعمال بر حسب اختلاف موارد مستحب يا مكروه و مباح است چون ميان خدا و بنده است اما بنده خود با مصالح شخصى خود خواهد نگريست يا فعل و يا ترك آن بتصميم الزامآور خواهد بود و غير اراده و كراهت الزامى براى او تصور نميشود.
و يتغاير اعتبارهما بالنّسبة إلى الفاعل و غيره.
شارح علامه فرمود آنچه از اين كلام براى من معلوم ميگردد آن است كه ارادت و كراهت هرگاه نسبت بفاعل داده شود در مفهوم آن اعتبارهائى بايد كرد كه چون بفعل ديگران نسبت داده شود آن قيود معتبر نيست چنانكه در فصل پيش اشاره بدان كرديم.
و بعبارة اخرى گاهى انسان عمل خود را اراده ميكند و گاه عملى كه ديگرى انجام دهد و كراهت همچنين و اراده انسان نسبت بفعل خود آن است كه صفتى دارد موجب تخصيص فعل معين در وقت معين و شروط و قيود معين اما در فعل ديگرى بسا اراده بفعل نامعين تعلق گيرد چنانكه خدا ميخواهد مكلّف در هر جاى اتفاق افتد نماز بخواند.
و قد يتعلّقان بذاتيهما بخلاف الشّهوة و النفرة.
ممكن است اراده و كراهت بخود آنها تعلّق گيرد يعنى بخواهد كه بخواهد و نخواهد كه بخواهد اما شهوت و نفرت بخودشان تعلق نميگيرد.
فهذه الكيفيات تفتقر إلى الحيوة و هي صفة تقتضى الحسّ و