شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٣٨٧ - فعل و انفعال
فعل و انفعال
الثّامن و التّاسع أن يفعل و أن ينفعل.
مسأله نهم- هشتم و نهم از اعراض را أن يفعل ناميدند يعنى اينكه كارى كند و أن ينفعل يعنى اثرى را بپذيرد و بصيغه فعل مضارع آوردند يعنى در آن هنگام كه فاعل و منفعل در كارند اين دو عرض محقق است و پس از آن محقق نيست مثلا آتش آب را گرم ميكند. تأثير آتش در آب چيزى است زائد بر گرمى خود آتش چون هر چيز كه صفتى دارد لازم نيست از صفت خود بديگرى بدهد مانند زردى طلا و نيز پذيرفتن گرمى در آب صفتى است زائد بر سردى يا گرمى آب چون ممكن است آب از بسيارى از اشياء صفت آن را نپذيرد.
و اين تأثير و تأثر بسته باعتبار و تصور اعتبار كنندگان نيست چون مؤثر اثر ميكند و متأثر اثر مىپذيرد بىآنكه كسى بداند چنانكه ترشحات معده ما غذاها را تحليل ميبرد و ما از آن خبر نداريم و بعضى اشياء تأثير آن ترشحات را نميپذيرد و بعضى ميپذيرد بيشتر و كمتر يعنى تحليل نميرود يا تحليل ميرود زود يا دير و معده شترمرغ آهن را آب ميكند و سنگدان مرغ اهلى نميكند بارى تأثير و تأثر چيزى است زائد بر صفات ديگر و چون تأثير و تأثر بپايان رسد فعل و انفعال گويند و نتيجه آن عرضى ديگر است مانند كم و كيف و امثال آن.
و الحقّ ثبوتهما ذهنا و إلّا لزم التّسلسل.
مصنف پيروى متكلمان كرده است كه دو مقوله فعل و انفعال معنى ذهنى هستند نه حقيقت خارجى و جواب آن از آنچه گفتيم واضح گشت اما متكلمين گويند اگر تأثير در علت عرضى باشد مثلا گرم كردن آب عرضى است مانند ساير صفات عارض