شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ١٢٢ - علتهاى چهارگانه
الفصل الثالث فى العلة و المعلول
كلّ شيء يصدر عنه أمر إمّا بالاستقلال أو لانضمام فإنّه علّة لذلك الأمر و الأمر معلول له.
مسأله اول در تعريف علت و معلول گويد: هر چيز تنها يا با ضميمه كه از او چيز ديگرى پديد آيد، آن چيز اول را علت گويند و دويم را كه از او پديد آمده معلول.
و آن علت كه تنها و باستقلال اثر كند علت تامه گويند و آنكه بضميمه باشد علت ناقصه و مقصود از تعريف شرح لفظ است وگرنه معنى علت و معلول بديهى است و هر كس از عوام و خواص و طفل و بالغ آن را تعقل كرده است هر چند اسم آن را نداند.
]علتهاى چهارگانه]
و هي فاعليّة و مادّيّة و صوريّة و غائيّة.
مسأله دويم- علت بر چهار قسم است چون يا جزء معلول است يا خارج از آن و جزء يا علت مادى است و يا صورى و خارج يا فاعلى و يا غائى.
علت مادى آن جزء است كه با وجود آن معلول بالقوه موجود باشد مانند چوب و تخته براى تخت و صورت آن جزء است كه چون موجود شود معلول بالفعل موجود مىگردد مانند هيئت تخت و علت فاعلى علتى است كه تأثير ميكند و وجود مىدهد و غائى آنكه تأثير فاعل توقف بر آن دارد مانند نجار كه فاعل است و توقع مزد غايتى، كه او داشته است يا نشستن روى تخت كه غايت خود معلول است. البته حوادث