شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٢٨٧ - الفصل الخامس فى الاعراض
مسأله دويم- كم و آن دو قسم است متصل و منفصل و متصل دو قسم است: قار و غير قار و اصل كم كلمه استفهام است بمعنى چند؟ و هر كمى قابل تقسيم است.
كم متصل آن است كه اجزاء آن فعلا تقسيم نشده و قابل تقسيم است مثل خط و سطح و جسم تعليمى. و مانند زمان.
كم متصل قار آن است كه اجزاء آن با هم جمع ميشوند مانند خط و سطح.
كم متصل غير قار مانند زمان است كه اجزاء آن با هم جمع نمىشوند.
كم منفصل عدد است.
بايد دانست كه جسم طبيعى جوهر است و تفصيل آن در جواهر گذشت و جسم تعليمى عرض است از مقوله كم كه در اينجا نام او برده شد. معنى جسم طبيعى جسمى است كه در علوم طبيعى از آن بحث ميشود مانند طب و خواص معادن و نباتات و آن جوهر است و شكل در ماهيتش اعتبار نشده است چون وقتى طبيب در خواص ترياك گويد فلان و فلان خاصيت دارد بشكل آن نظر ندارد كه كره باشد يا استوانه.
و معنى جسم تعليمى جسمى است كه در هندسه و علوم رياضى از آن بحث ميشود و چون در آن علم بحث كنند مثلا از مساحت كره و مكعب نظر بمقدار و شكل آن دارند و نظر بطبيعت آن ندارند كه كره از آهن باشد يا بلور.
البته واضح است كه جسم طبيعى جوهر است و جسم تعليمى عرض از مقوله كم.
و يشملهما قبول المساواة و عدمها و القسمة و إمكان وجود العادّ.
مسأله سيم- در خواص كم است كه آن را جزء فصل آن ميتوان قرار داد.
١- كم عرض است كه ذاتا قبول برابر بودن و نبودن ميكند و ساير چيزها بسبب او برابرند يا نيستند مثلا گويند خطى برابر خط ديگر است يا نيست اما جسم يا عرض غير كم مانند سياهى و سفيدى را گويند برابر هم هستند يا نيستند باعتبار آن است كه كم آن برابر است يا نيست.