شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ١٦٠ - استشهاد امام جعفر صادق عليه السلام بقول ارسطو در اينكه جهان عبث آفريده نشده است
آنچه پيش از اين درباره علت مادى گفته شد كه يا مركب است يا بسيط يا كلى يا جزئى و غيره همان سخن در موضوع نيز جاريست و فرق موضوع و ماده آن است كه ماده در وجود خود حاجت بصورت دارد و موضوع حاجت بعرضى كه حال در او است ندارد. بيشتر آنچه در ماده و صورت ذكر شده موافق مذهب ابو على است.
و افتقار الأثر إنّما هو في أحد طرفيه.
مسأله هفدهم- معلول ماهيتى دارد كه موجود است يا معدوم. احتياج او بعلت در وجود است يا در عدم اما در ماهيت حاجت بعلت ندارد و تأثير فاعل در آن معقول نيست. انسان بچه علت موجود شد؟ و عنقا بچه علت موجود نشد؟ هر دو سؤال صحيح است اما انسان بچه علت انسان است. سؤالى صحيح نيست و از شيخ الرئيس نقل است «ما جعل اللّه المشمشة مشمشة بل اوجدها»
(رجوع به صفحه ٧٨ و ٨٠ شود)
و أسباب الماهيّة غير أسباب الوجود.
اسباب ماهيت آن است كه قوام ماهيت بدو است و آن جنس و فصل است مانند حيوان و ناطق نسبت بانسان و مانند سه خط مستقيم و سه زاويه متصل بهم براى مثلث و اسباب وجود آن است كه ماهيت را موجود سازد و آن فاعل است و غايت چنانكه خداى انسان را آفريد و براى خود آفريد. و مهندس كه مثلث نگاشت تا خواص آن را هويدا سازد.
و لا بدّ للعدم من سبب و كذا في الحركة.
نسبت ممكنات بوجود و عدم مساوى است نه وجود او ذاتى او است و اگر نه واجب الوجود ميشد و نه عدم ذاتى او است وگرنه ممتنع الوجود ميگرديد پس هم وجود او بعلتى است و هم عدم او. و علت عدم او عدم علت وجود او است.
و حركت و هرچه وجود آن قرار ندارد مانند اصوات نيز در همين حكمند چون