شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٢٤٩ - ابو على بن سينا
آنكه ميان دو طرف نقيض واسطه نيست آن را از جاى ديگر فرا نگرفته است چون اولى است. و نفس اسباب اتفاقات و اختلاف محسوسات را درك ميكند كه هيچ محسوس نيستند اما حواس تنها محسوسات را مثلا طفل مادر خود را مىبيند اما اينكه او زنى است مثل خواهرش و مانند مادر اطفال ديگر و با مردان فرق دارد و اينگونه امور را بوسيله عقل ميفهمد نه بوسيله حس و همچنين نفس حكم ميكند باينكه حس خطا كرده است و آن را بحس در نيافته زيرا كه حس خلاف خود را درك نميكند.
ابو على بن سينا
ادله كه ابن سينا در نمط هفتم اشارات آورده هم دقيقتر و محكمتر و هم مناسبتر است از ادله مصنف با مقام تعليم چونكه از اسهل و محسوس شروع كرد و ما اول ادله او را ذكر كنيم آنگاه بتقرير و شرح كتاب پردازيم ان شاء اللّه تعالى.
ابو على فرموده است قاعده در قواى جسمانى آن است كه هر جسم كهنه و فرسوده شود و ضعيف گردد عمل او هم ضعيف ميگردد چشم و گوش و حواس ديگر هم كه جسمانى و تابع جسماند نيز فرسوده ميگردند اما عقل بحال خود مىماند يا قويتر ميشود پس معلوم ميشود عقل تابع جسم نيست اگر گويند بسيارى اوقات عقل در پيرى ضعيف ميشود گوئيم همان وقت كه ضعيف نميشود براى استدلال كافى است كه آن را مجرد بدانيم اگر چه وقت ديگر ضعيف شود مثل آنكه اگر خواب يكدفعه تعبير صحيح داشته باشد كافى است براى اثبات رؤياى صادقه گرچه هزار بار بىتعبير باشد.
و اگر كسى گويد پيران هميشه ضعيف الفكر ميشوند از اين جهت تعليم آنها دشوار است بر خلاف كودكان و جوانان. گوئيم آموزش متوقف بر قوه متخيله و متفكره است كه البته اين قوه جسمانى است و در پيران ضعيف است اما علوم انباشته در اذهان آنان و حكم و تصديق و التفات بدقائق امور در پيران ضعيف نميشود و گفتهاند.
آنچه در آينه جوان بيند
پير در خشت خام آن بيند