شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٣٧٧ - حركت و احكام آن
بلكه مانند ساير علل برخورد ريگ با آسيا علت معدوم شدن ميل ضعيف خود او است و علت و معلول از جهت زمان فاصله ندارند و از جهت وجود ميل مخالف آسيا مقدم است بر عدم ميل خود ريگ و در حاشيه شفا از استاد بزرگوار مرحوم ميرزا حسن كرمانشاهى قدس سرّه پس از نقل قول صدر المتألهين كه ميفرمود «ريگ سكون ذاتى دارد بين دو حركت صعود و هبوط و حركت بالعرض «تابع آسيا و ممكن است مانند كشتى سواران ذاتا ساكن باشند و متحرك بالعرض» نقل كرده كه خود آن را نپسنديد و آن وجه كه ما گفتيم بعبارت كلى و اعم اولى است.
شبهه ديگر كه در شفا نقل كرده شبهه دو لابيه است كه اگر كره بر چرخ چاه نصب كنيم و سطح مستوى بالاى آن چرخ نصب كنيم و آن را بگردانيم چنانكه در گردش نقطه از كره يك بار مماس آن سطح مستوى شود در هر برخوردى نقطه برخورد فاصله ميشود ميان صعود و هبوط و هيچ زمانى فاصل ميان دو حركت نيست و موافق جواب صدر المتألهين حركت كره عرضى و تابع چرخ چاه است و نقطه ميان صعود و هبوط در حركت بالذات نيست تا حركت كره تقسيم شود بلكه حركت ذاتى از چرخ چاه است و آن بتماس با سطح مستوى قطع نشده و شيخ الرئيس در شفا انكار آن كرده است كه در واقع كره در يك نقطه با سطح مستوى مماس شود و اگر مماس شود حتما اندكى زمان سكون خواهد بود و حق آن است كه از تماس كره با سطح مستوى در يك نقطه تقسيم حركت لازم نمىآيد تا محتاج باثبات دو ميل باشد بلكه اگر بىتماس با سطح مستوى بگردد يا با تماس فرق ندارد و نيز شيخ در شفا گويد البته در نقطه تماس كره با سطح مستوى سه جسم با هم جمع هستند يكى كره و دويم سطح مستوى كه متعلق بجسم ديگر است و سيم هوا يا چيز ديگر كه فضاى ميان آن دو را پر كرده است يك جانبش منطبق با سطح مستوى و مستوى است و جانب ديگرش گنبدى مماس كره و هرگاه كره مماس سطح مستوى شود هوا از نقطه تماس دور مىشود نه بقدر جزء لا يتجزى كه باطل است بلكه بقدر سطح كوچكى.
و السّكون حفظ النسب فهو ضدّ.
بعضى گفتند سكون معنى عدمى است و ميان آن و حركت تقابل عدم و ملكه است