شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٣٥ - وجوب و امكان و امتناع
و واجب الوجود هم چون نبودن هيچيك ضرورت ندارد.
و قد يؤخذ بالنّسبة إلى الاستقبال.
ممكن در زمان گذشته و حال يا موجود بوده است يا نبوده، اگر موجود بود واجب غيرى بود و اگر معدوم بود ممتنع غيرى بود پس در گذشته و حال بهره از وجوب يا امتناع داشت اما در آينده معلوم نيست موجود خواهد شد يا معدوم خواهد ماند و فعلا هيچ بهره از وجوب يا امتناع ندارد.
پس امكان استقبالى خالصتر است. بعضى حكما گويند اين امكان نسبت بما است كه از آينده بىخبريم اما خداى تعالى و آنكه آينده را بداند و از علل وجود و عدم هر چيز مطلع باشد ميداند در آينده هم موجود خواهد شد يا نخواهد شد پس هر ممكن در آينده واجب غيرى است يا ممتنع غيرى مانند منجم كه ميداند خسوف و كسوف در وقت معين واقع خواهد شد يا نه و مؤمنين كه ميدانند قيامت و جزا و ثواب و عقاب خواهد بود.
و لا يشترط العدم في الحال و إلّا اجتمع النقيضان.
بعضى گويند شرط امكان استقبالى عدم در زمان حال است يعنى بايد فعلا باران نباشد تا بتوانيم بگوئيم ممكن است فردا باران بيايد و ما گوئيم اين سخن صحيح نيست زيرا كه فرضا امروز بارانى باشد باز در باران فردا دو احتمال است و نيز گوئيم اگر شرط امكان باران فردا نبودن باران امروز باشد شرط إمكان نباريدن فردا هم باريدن امروز است پس امروز بايد هم بارانى باشد و هم نباشد تا امكان استقبالى تعقل شود و اين اجتماع دو نقيض است با هم و محال است.
نوع ديگر از امكان را امكان استعدادى گويند و شرح آن خواهد آمد ان شاء اللّه.
و الثّلاثة اعتباريّة لصدقها على المعدوم و لاستحالة التّسلسل.