شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٤٥٠ - قضا و بدا
شده كه هر سه مشهور است اول آنكه راهى را بكسى نشان دهند بر خلاف واقع مثل آنكه گويند در شهر ما قبله بطرف مشرق است دوم آنكه بعمل كسى را گمراه كنند مثل آنكه كورى را كه ميخواهد بمسجد رود دست بگيرد و بحمام برد. سيم آنكه كسى را هلاك كند چون اگر كسى مالى را گم كند گويد ضل عنى و اگر كسى را هلاك كند گم ميشود. و هدايت نيز سه معنى دارد در مقابل اضلال. «اضلال» بدو معنى اول بر خدا روا نيست أما بمعنى سيم روا است و هر جا اضلال نسبت بخدا داده شود بمعنى هلاك كردن است و شايد در بعضى عبارات بمجاز و تأويل نسبت دهند مثل آنكه خدا مردم را آزاد آفريد و همه را بجبر هدايت نكرد ميتوان گفت همين آزادى سبب كفر و عصيان گرديد نظير آنكه گويند همين اطبا مردم را كشتند زيرا كه زهرها را تجربه و تعريف كردند براى اجتناب و پرهيز و جماعتى آن را ياد گرفتند و بكار بردند و اطبا تقصير ندارند و در قرآن درباره هاروت و ماروت آمده است كه آنها سحر را بمردم مىآموختند براى اجتناب و تميز سحر از صنايع دقيقه و بعضى خطا ميكردند آنها يعلمان الناس السحر و ميگفتند انما نحن فتنه فلا تكفر.
و تعذيب غير المكلّف قبيح و كلام نوح مجاز و الخدمة ليست عقوبة له و التبعيّة في بعض الأحكام جائزة.
مسأله دهم- خدا كودكان نابالغ را بجرم بزرگان عذاب نميكند.
همه مسلمانان معتقدند كه غير مكلف و غير مقصر را خدا عذاب نميكند هر چند اشاعره حسن و قبح عقلى را منكرند و بايد عذاب آنها را جائز دانند اما تصريحى از آنها در اين باب بخاطر ندارم و شارح علامه فرمود نزد بعضى حشويه يعنى اهل حديث عامه اطفال مشركين را عذاب ميكنند و ما از بعض محدثين شيعه هم شنيديم كه ولد الزنا در جهنم است اما قول اينان را ميتوان بوجهى تأويل كرد كه ولد الزناى نابالغ را نميگويند بلكه بالغى كه كافر شود و معتقدند هر كس ولد الزنا است باختيار كافر خواهد شد اما عموم شيعه و اصحاب مذهب عدل گويند «لاتَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى» يعنى هيچكس بار گناه