شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٤٥٧ - تكليف
و شرائط حسنه انتفاء المفسدة و تقدّمه و إمكان متعلّقه و ثبوت صفة زائدة على حسنه و علم المكلّف بصفات الفعل و قدرته و امتناع القبيح عليه و قدرة المكلّف على الفعل و علمه به أو إمكانه و إمكان الآلة.
تكليف شرايطى دارد بعضى شرائط خود تكليف است و بعضى شرائط فعل و بعضى شرائط تكليفكننده و بعضى شرائط تكليف شونده. شرط خود تكليف آن است كه در آن از هيچ جهت مفسده نباشد با اينكه خود تكليف نيكو است مثلا روزه براى مريض نيكو است اما از جهتى زيان دارد و وضو گرفتن براى مسافر نيكو است اما گرفتار تشنگى ميشود. دويم اينكه تكليف مقدم بر فعل باشد باندازه كه بتواند مكلف بر آن آگاه شود و آماده گردد از اين جهت مؤاخذه كسى بر گناهان پيش از تشريع جائز نيست
اما شرايط فعل يكى آنكه ممكن باشد نه مانند سعى با پاى لنگ دويم آنكه صفتى زائد بر حسن داشته باشد و افعال مباح با آنكه حسن دارد متعلق تكليف واقع نميشود.
اما شرائط تكليفكننده يكى آنكه صفات فعل را بداند تا تكليف بقبيح نكند و ديگر آنكه مقدار استحقاق فرمانبران را بداند تا بيكى ثواب بيش از استحقاق و يكى كمتر ندهد. سيم آنكه خود او از قبيح بپرهيزد بلكه قبيح از او محال باشد تا در دادن پاداش مطيعان مسامحه نكند.
اما تكليف شونده. شرط است كه قادر و عالم بتكليف باشد يا بتواند عالم شود و اسباب و وسائل انجام دادن تكليف براى او حاصل باشد.
و متعلّقه إمّا علم إمّا عقليّ أو سمعيّ و إمّا ظنّ و إمّا عمل.
متعلق تكليف گاهى علم است و گاه عمل و گاه ظن: