شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ١٤٠ - تناهى سه قسم است در مدت و عدت و شدت
تأثير نيروى مفارق حاجت بوضع خاص ندارد زيرا كه مفارق مكان ندارد و نسبت آن بهر جاى علي السويه است. خداى تعالى همه جا مستولى است و در هر چيز تأثير مىكند نفس انسانى از جهت تجرد بر همه آلات و اعضاى بدن تسلط دارد نسبت آن بچشم و گوش و دست و پا يكى است و نيروى جسمانى در هر عضوى مانند باصره و سامعه بر اعضاى ديگر مستولى نيست.
هر نيروئى كه خود وضع دارد يعنى قابل اشاره است و ميتوان گفت در كجا قرار دارد وقتى تأثير ميكند كه متأثر با او نسبتى وضعى داشته باشد مثلا آتش گرم ميكند چيزى كه نزديك او است و چشم مىبيند چيزى كه در برابر او است بفاصله معين و لامسه ادراك ميكند چيزى كه بآن بسايد، بارى تا محسوس وضعى با آلت حس نداشته باشد در آلات حس تأثير نميكند و شارح علامه فرمود اين حكم واضح است و حاجت ببرهان ندارد.
]تناهى سه قسم است: در مدت و عدت و شدت]
و التناهى بحسب المدّة و العدّة و الشدّة الّتي باعتبارها يصدق التناهى و عدمه الخاصّ على المؤثّر.
مسأله دوازدهم- متناهى و غير متناهى هر دو صفت كم است.
كم متصل مانند خط و سطح و جسم تعليمى را ميتوان غير متناهى يا متناهى فرض كرد و كم منفصل مانند عدد همچنين و زمان هم كم متصل است مانند خط.
غير متناهى در زمان آن است كه آخر نداشته باشد مانند حركت دائم بقول فلاسفه قديم.
و آن غير متناهى در مدت است.
غير متناهى در عده يعنى شماره اعداد غير متناهى.
غير متناهى در شدت آن عملى است كه بايد سريعتر از همه چيز بانجام رسد.
مثلا اگر كسى تيرى بيندازد كه الى الابد برود قوه او غير متناهى بحسب مدت است و اگر بتواند تيرانداز بشماره بىنهايت يكباره يا بتدريج غير متناهى در عدد است.