شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ١١٧ - اقسام تقابل
كه در جهت نيز اختلاف داشته باشند چون اگر متفق در جهت باشند شايد هر دو راست باشد و شايد هر دو دروغ. مثلا هر حيوان متحرك است هميشه و بعض حيوان متحرك نيست هميشه هر دو دروغ است چون قيد هميشه كرديم و هميشه جهتى است متفق.
يا هر حيوان متحرك است گاهى و هيچ حيوان متحرك نيست گاهى هر دو راست است اما اگر بگوئيم هر حيوان متحرك است گاهى و بعض حيوان متحرك نيستند هميشه يكى راست و ديگرى دروغ است.
پس بايد اختلاف جهت در دو متناقض طورى باشد كه راست بودن هر دو يا دروغ بودن هر دو ممكن نباشد و تفصيل آن در علم منطق است.
و إذا قيّد العدم بالملكة في القضايا سمّيت معدولة و هي تقابل الوجوديّة صدقا لا كذبا لإمكان عدم الموضوع فيصدق مقابلاهما.
اين بحث نيز منطقى است و قضيه معدوله قضيه سالبه است بصورت موجبه چنانكه گوئيم زيد كور است يا نادان است و مقابل آن موجبه است چنانكه گوئيم زيد بينا است يا دانا است و اين دو با هم راست نباشند يعنى ممكن نيست هم (زيد بينا است) راست باشد و هم (كور است) اما ممكن است هر دو دروغ باشند باينكه زيد اصلا موجود نباشد نه كور و نه بينا. و بايد دانست كه تنبيه مبتدى بر همين نكته لازم است كه معدولة المحمول را مانند (زيد نادان است) از سالبه يعنى زيد نميداند تميز دهد اما معدولة الموضوع يا معدولة الطرفين و موجبه سالبة المحمول و تكلفاتى كه بعضى منطقيين اخير مرتكب شدهاند ارزش ندارد كه وقت گرانبها را در آن ضايع سازيم.
و قد يستلزم الموضوع أحد الضّدّين بعينه أولا بعينه أولا