شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٣٥٧ - در تعريف قدرت
و تقابل الموت تقابل العدم و الملكة.
زنده بودن كه صفت اجسام است در مقابل مرگ و تقابل آنها تقابل عدم ملكه است.
و من الكيفيّات النّفسانيّة الصّحّة و المرض.
مسأله بيست و ششم تندرستى و بيمارى از كيفيات نفس نباتى است و شيخ ابو على گويد تندرستى ملكهايست در جسم حيوانى كه حال او موافق مجراى طبيعت جريان دارد و اندامش را آسيبى نباشد و مرض مقابل آن است يعنى آن هم كيف نفسانى است.
و بايد دانست كه يك چيز باعتبارات مختلف از مقولات مختلف شمرده ميشود مثلا مرض گاهى از سوء مزاج عارض ميشود يعنى تركيب عناصر جسمانى از حد طبيعى بگردد چنانكه امروز گويند در خون چربى يا نمك يا غير آن بيش از اندازه طبيعى است يا كمتر از آن. اين مرض از جهت سوء مزاج كيف محسوس است و از جهت آنكه مانع جريان عمل نفس است كيف نفسانى است و يكى از امراض ناشى از سوء تركيب است مانند بزرگى يا كوچكى معده و قلب و كبد و سد مجرى و امثال آن و هر يك از مقولات ديگرى است مانند كم و عدد و باعتبار مرض كيف نفسانى است شبيه آن كه پدر از جهت ذات جوهر است و از جهت پدرى از مقوله مضاف و علامه رحمه اللّه شبهه آورده و جواب نداده است آنچه ما گفتيم براى توضيح كافى است.
و الفرح و الغمّ.
شادى و اندوه نيز كيف نفسانى هستند و سبب معدّ فرح آن است كه روح حيوانى بر افضل احوال خود باشد و علت فاعلى آن تخيل انسان است كه خويش را بر افضل احوال بيند و اندوه بر خلاف آن است و از اين كلام معلوم ميشود كه تخيل كمال كافى نيست در شادى مگر آنكه روح حيوانى نيز سالم باشد و شايد تجربه بر خلاف آن دلالت كند زيرا كه در عين مرض و شدت حال چون بيمار بداند بهشتى است و خدا از او راضى است شاد ميشود.