شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٤٨٨ - طريقه اثبات نبى
كه نفرت آورد و غير آن از صفات كه در كتاب برشمرده است بايد از او دور دارد و لطف همين است و اين گونه منكران لطف بتمسك بظاهر قرآن و قياس خصوصا علت منصوصه سخت شيفتهاند.
و اين استدلال بروش خود آنها حجتى است قاطع بلكه منهى كه از نقص عقيده خود آگاه شوند.
[طريقه اثبات نبى]
و طريق معرفة صدقه ظهور المعجز على يده و هو ثبوت ما ليس معتادا أو نفى ما هو معتاد مع خرق العادة و مطابقة الدّعوى.
راه شناختن پيغمبر و درستى گفتار او معجزه ايست كه بر دست وى ظاهر شود و معجزه چيزى است بر خلاف عادت و دو قسم است، يا آنكه عادت بثبوت چيزى قرار گرفته و بتصرف پيغمبر يا دعاى او ثابت نشود و عادت را بشكند يا آنكه عادت بثابت نشدن قرار گرفته و براى پيغمبر ثابت شود و شرط آن است كه مطابق دعوى باشد مثلا عادت جارى بر آن نيست كه عصاى چوبين اژدها شود و براى حضرت موسى اژدها شد و فرعون را بترسانيد و نيز عادت بر آن نيست كه پهلوان نيرومند از برداشتن شمشير سبك عاجز شود و باعجاز نبى چنان شود كه هرگاه خواست آن را بردارد نتواند آن نيز معجز است و شرط است مطابق دعوى باشد زيرا كه اگر ادعا كند كور را شفا ميدهم و اتفاقا او را كر كرد گرچه خرق عادت است اما معجز نيست.
بايد دانست كه شرط معجزه نيست بىسبب طبيعى باشد بلكه گاه سبب طبيعى دارد و گاه ندارد مثلا پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله يكى از معاندان را نفرين كرد كه خداى سگى از سكان را بر وى مسلط كند و او را در سفر شيرى خورد يا پيغمبرى نفرين به قحط و گرسنگى كند و باران نيايد يا نفرين به وبا و بلا كند زمينى يا آسمانى و زمين بشكافد و كس را فرو برد يا از آسمان صاعقه فرو افتد و كسى را بكشد اما چون اين بلاها مقارن نفرين پيغمبر واقع شود چنانكه مردم بدانند نفرين پيغمبر در آن تاثير داشت معجز است و اگر بىاسباب طبيعى باشد مانند زنده كردن مردگان يا رويانيدن درخت در چند دقيقه و بزرگ شدن