شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٣٩ - امكان استعدادى
اما علامه رحمه اللّه در مسأله سى و دويم كه بحث از امكان استعدادى است قول حكما را اختيار فرمود و آن را صفت حقيقى موجودى ثابت پيش از امر حادث دانسته است.
و الفرق بين نفي الإمكان و الإمكان المنفي لا يستلزم ثبوته.
گويند شريك البارى ممكن نيست اما بسيارى از معدومات ديگر مانند عنقا ممكنند و گويند امكان براى عنقا صفت موجود نيست پس ميان شريك البارى و عنقا چه فرق است؟ چون هيچيك صفت امكان ندارند چه بگوئيم شريك البارى امكان ندارد چه بگوئيم عنقا امكان دارد و امكان او نيست در صورتى كه عنقا هم صفت امكان را ندارد مانند شريك البارى است بنابر آنكه امكان صفت ثبوتى نباشد. چاره جز اين نيست كه گوئى امكان صفتى ثابت و حقيقى است براى عنقا ثابت و براى شريك البارى غير ثابت.
علامه در جواب فرمود درباره امتناع نيز همين شبهه هست زيرا كه ميگوئيم شريك البارى ممتنع است و امتناع آن موجود نيست و عنقاء ممتنع نيست و مفاد اين دو عبارت يكى است و چون واقعا شريك البارى و عنقا با يكديگر فرق دارند بايد بگوئيم امتناع معنى ثبوتى است در شريك البارى هست و در عنقا نيست. و هر جواب كه آنها در امتناع دهند ما در امكان همان جواب دهيم چون امتناع را همه كس منفى ميداند.
و جواب ديگر از سخن علامه استفاده ميشود آن است كه شريك البارى گرچه ممكن نيست، و امكان عنقا هم در خارج نيست، اما اين دو نيستى با يكديگر فرق دارند و چنان كه گذشت عدم بخودى خود از عدم ديگر امتياز ندارد اما باضافه بملكات از هم ممتازند چون گوئيم شريك البارى ممكن نيست «نفى» و نيستى را بوجود رابط نسبت دادهايم و اگر گوئيم عنقا ممكن است و امكان عنقا نيست «نفى» و نيستى را بوجود محمول نسبت دادهايم وگرنه رابط ميان امكان و عنقا ثابت است.
سبزوارى فرمود:
ما صح ان لو لم يكن محصلة
امكانه لا كان لا امكان له