شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٥١٣ - امام بايد بنص ثابت شود
نمود و عجيب است كه گروهى جاهل در عهد ما از ضروريات مذهب غافلند بحدى كه حتى لطف و عصمت و علم امام را در امور دينى انكار ميكنند و سخنى كه هيچ مسلمانى بخاطرش نگذشته و غير حشويه يعنى سفهاى عامه بدان تنطق نكردند درباره پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله ميگويند كه نعوذ باللّه پيش از نبوت كافر بود چنانكه گذشت (در صفحه ٣٨٦) آنگاه در ولايت آنان سخن گويند آن ولايت كه اصطلاح اهل اللّه است.
[امام بايد بنص ثابت شود]
و العصمة تقتضى النّصّ و سيرته عليه السّلام.
دو دليل است بر مذهب اماميه در تعيين امام. يكى آنكه امامت بايد بنص از معصوم ثابت شود يعنى پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله امام پس از خويش را معين فرمايد و آن امام امام ديگر را و هكذا و دليل آن دو چيز است. يكى آنكه امام بايد معصوم باشد و هيچكس علم به عصمت ندارد غير از خدا و كسى كه خدا آگاه كند. دوم آنكه سيرت پيغمبر دلالت بر آن دارد كه مردم را هيچگاه مهمل نميگذاشت و وظيفه آنان را در هر حال معين ميفرمود و مسلمانان ديگر بر خلاف اين رفتند. بيشتر گفتند بنص ثابت ميشود و باختيار بزرگان اهل حل و عقد، كه امروز آنها را سياستمداران و خردمندان و نمايندگان گويند و بنى عباس و طرفداران آنها گفتند امامت بنص صحيح ثابت ميشود اما بميراث و انتساب به پيغمبر نيز ثابت ميشود و زيديه هم كه گروهى از شيعهاند هم بنص صحيح ميدانند اما گويند اگر هاشمى دعوت بخويش كند و بشمشير بامر بمعروف و نهى از منكر برخيزد و اجراى احكام اسلام خواهد امامتش صحيح است با اين حال امامت ابو بكر و عمر و عثمان را مجاز گويند چون مسلمانان صدر اول امامت آنها را گردن نهادند و آنها ترويج دين ميكردند.
اماميه گفتند پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله از پدر مهربانتر بود بر امت خود و آنان را در كوچكترين احكام رهبرى فرمود حتى در قضاى حاجت احكام واجب و مستحب آورد و ارشاد بسيار فرمود و در هيچ چيز نكته فرو نگذاشت و هرگاه دو روز از مدينه غايب ميگشت كسى را بجاى خود مىنشانيد چگونه ممكن است در مهمترين امور كه اين