شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٤٤٧ - قضا و بدا
چه ميشود البته نجات پيدا نميكند اما چنين اتفاق واقع نخواهد شد پس در علم خدا تغييرى حاصل نگشته، اگر خدا از اول چنان ميدانست كه بيمار ميميرد و چون صدقه داد علم خدا تغيير كرد شبهه بود اما چنين نيست و در حقيقت ما انكار علم اول ميكنيم كه بعضى آن را تغييرپذير ميدانند نه انكار علم دويم، وظيفه انسان است كه دعا كند و صدقه دهد و علاج كند و پس از بهبودى بداند همين مقدر بود كه او آن كار بكند.
آنچه گفتيم ارتباط با بدا كه متأخران از آن بحث ميكنند ندارد اما بهتر است اشاره به بدا نيز بكنيم چون بعضى آن را با محو و اثبات اشتباه ميكنند.
قضا و بدا
- بدا بمعنى پشيمانى و برگشتن از رأى اول است يا پيدايش رأيى كه از پيش نبود مانند (فبدا لهم من بعد ما رأوا الآيات ليسجننه) و چون نو شدن رأى و تغيير مشيت بلكه هيچ نوع تغيير در ذات پروردگار جائز نيست علماى ما بدا را مطلقا بر حقتعالى جائز ندانستند مانند غضب و رضا و اسف و حزن و انتقام كه از كينه باشد و از اين قبيل هر چه در قرآن و سنت آمده است بمعنى صحيح تأويل كردند كه در ذات پروردگار محال نباشد مثلا غضب خدا بر گناهكار بآن معنى است كه با آنها عمل انسان خشمگين ميكند و رضاى او از مؤمنين بدين معنى كه پاداش و ثواب بمؤمن ميدهد نظير كسانى كه از زير دستان خود راضى باشند و همچنين مودت و محبت و تردد در روايت كترددى فى قبض روح عبدى المؤمن نه تردد واقعى است و اسف در قرآن (فَلَمَّا آسَفُونا انْتَقَمْنا) الى غير ذلك هم از اين قبيل است و بايد تأويل كرد.
و شارح عميدى در شرح تهذيب حال خويش علامه حلى فرموده است اگر امر ابراهيم عليه السّلام بذبح فرزندش اسماعيل امر حقيقى بود و پيش از عمل نسخ شد بدا لازم آيد و بدا در مذهب ما باطل است و بقياس غضب و رضا و تردد و حزن و تمنى بايد بدا را نظير همانها تأويل كنند مثلا خداوند تعالى عملى ميكند در ظاهر شبيه باعمالى كه مردم پشيمان ميكنند مثلا قوم يونس را از عذاب ترسانيد و ميدانست توبه ميكنند و عذاب نمىشوند و چون عذاب فرستاد توبه كردند عذاب را بازگردانيد شبيه بكسى كه اول خشم گرفت و پس از آن راضى شد چنانكه خشم گرفتن اول در خدا