شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٢٩٣ - الفصل الخامس فى الاعراض
دو يمين از اعراض نهگانه كيف است.
جنس عالى باصطلاح منطقيين حد ندارد زيرا كه ماهيت جنس عالى بسيط است و جنسى بالاتر از آن نيست تا بجنس و فصل تعريف كنند بلكه بخواص آن تميز بايد داد و پس از تميز دادن شناختن ماهيت آنها بديهى است و گاه باشد كه يكى از خواص اعم باشد يعنى خاصه نباشد در آن وقت بايد چند صفت را با هم ضم كرد تا اختصاص يابد و مشخص شود نظير آنكه گويند «خفاش پرنده است كه بچه ميزايد» پرنده اختصاص بخفاش ندارد اما پرنده كه بزايد خاص خفاش است. پرندههاى ديگر تخم ميگذارند و زايندهاى ديگر نميپرند. در تعريف كيف نيز چند صفت عدمى را با هم تركيب كردند گفتند كيف عرضى است كه ذاتا تقسيم نميشود و نسبت در ذات او نيست بر خلاف كم كه ذاتا تقسيم ميشود و ساير اعراض كه حاوى معنى نسبتاند مانند زمان و مكان و غير آن كه منسوب بوجودى خاص باشد وگرنه زمان غير منسوب نوعى از كم است چنانكه گذشت اما زمان منسوب بچيزى متى است.
و أقسامه أربعة.
مسأله دويم- كيف چهار نوع است: اول كيف محسوس مانند رنگ و بوى و آواز دوم كيف نفسانى مانند علوم و ارادات و اخلاق. سيم كيف استعدادى مانند سختى و نرمى يعنى فشارپذير بودن. و نبودن چهارم كيفيات مختص بكميات مانند استقامت خط و زوجيت عدد.
فالمحسوسات إمّا انفعاليّات و إمّا انفعالات.
مسأله سيم در بحث از كيفيات محسوسه. و آنها مانند رنگ اگر زود بر طرف شوند و نمانند انفعالاتشان گويند چون سرخى روى شرمسار و اگر دير بپايد انفعاليات مانند سرخى ياقوت.
و هي مغايرة للأشكال لاختلافهما في الحمل،