شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٣٧٣ - حركت و احكام آن
را، دو حركت خواهد بود همچنين زيد در اين ساعت مسافتى طى كند و ساعت ديگر مسافت ديگر يا زيد در اين ساعت مسافتى طى كند غير آن است كه او در همين ساعت كه طى مسافت ميكند بدنش هم گرم شود. پس با وحدت سه قيد حركت واحد است و با اختلاف آنها مختلف.
اما سه قيد ديگر كه در حركت اعتبار كرديم اگر واحد باشد مناط وحدت حركت نيست و اگر كثير باشند مناط اختلاف حركت نيست مگر اين سه قيد كه اينجا ذكر شد واحد باشند مثلا زيد در ساعت معين از مبدء بمنتهى رود غير آن است كه همين زيد در همين ساعت از منتهى به مبدء رود. و با اختلاف أين اتحاد مبدء و منتهى كافى نيست و در قوه محركه بايد گفت اختلاف آن تاثير در تعدد حركت نميكند زيرا كه اگر زيد در ساعت معين بقوه اراده حركت كند غير آن نيست كه همو در همان ساعت همان مسافت را بقوه قسرى حركت كند.
و اختلاف المتقابلين و المنسوب إليه مقتض للاختلاف.
اختلاف شخصى حركتى با حركتى از آنچه گفتيم معلوم گرديد اكنون گوئيم حركتى با حركتى اختلاف نوعى دارد در صورتى كه مبدء و منتهى آنها مختلف باشند يا منسوب اليه يعنى مقوله كه حركت در آن واقع ميشود مختلف باشد مثلا حركت از بالا بپائين يا از پائين ببالا دو نوع است و لو از يك متحرك يا حركت در وضع و حركت در أين از دو نوع است چون در دو مقوله است و اما اگر يك مقوله باشد مانند حركت در أين از دو متحرك از يك نوع است و حركت از پائين ببالا از يك نوع است و حركت بدو قوه مختلف يك نوع است مانند حركت از پائين ببالا در سنگ بقسر و در بخار بطبع بنابر آنكه گفتيم مقصود از متقابلين مبدء و منتهى است و از منسوب اليه مقوله حركت.
و تضادّ الأوّلين التّضادّ.
مبدء و منتهى چون با يكديگر ضد باشند حركت كه از مبدء بمنتهى رود يا از