شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٢٧٤ - انواع ادراك
ديدن واجب است و اشاعره گفتند واجب نيست و شايد با حصول همه شرايط كسى چيزى نبيند. و چنانكه گفتيم قدرت پروردگار در اينگونه مسائل محل كلام نيست زيرا كه معلوم است خداوند بر قهر اسباب و علل و نابود كردن آنها قادر است بلكه سخن بر وفق سنت جاريه و امر واقعى و اقتضاى اشياء است چنانكه گفتيم متكلم اگر طبيب باشد اگر چه خدا را قادر ميداند نبايد سم به بيمار خوراند باعتماد اينكه خدا قادر است اثر سم را از آن بردارد همچنين با شرائط ديدن خدا قادر است چشم سالم را از كسى بگيرد يا او را از توجه منصرف نمايد يا بغته مكان را تاريك كند اما سخن در امور عادى است و شارح علامه تفصيل شرائط ديدن را و اينكه ديدن پس از آن حتمى است در بسيارى از محاجات خود با اشاعره تأكيد نموده است و قول اشاعره را نسبت بسفسطه داده.
شارح علامه فرمود اشاعره بدين حجت تمسك كردند كه ما چيزهاى بزرگ را كوچك مىبينيم بعلت آنكه بعض اجزاى آن را با همه شرايط مىبينيم و بعضى را نمىبينيم و جوابى نقل كرده است از احتجاج آنها سستتر كه در ذكر آن فائده نيست.
بخروج الشعاع.
در ديدن دو قول معروف است ميان حكما يكى آنكه شعاعى از چشم بيرون مىآيد بشكل مخروط كه رأس آن در چشم است و قاعده آن بر اشياء مرئى. قول ديگر آنكه نور از جسم مرئى در مردمك چشم يعنى جليديه تأثير ميكند و صورت آن در جليديه منطبع ميگردد و ميان اين دو قول پيوسته خلاف بوده مصنف كتاب خواجه نصير الدين طوسى رأى اول را برگزيده و رياضيان پيوسته بر خروج شعاع اعتماد دارند و علم مناظر و مرايا را مبنى بر خروج شعاع تأسيس كردند و ابو على بن سينا و پيروان او از فلاسفه مشاء قول انطباع را پذيرفتهاند.
شارح علامه فرمود هر دو قول نزد من باطل است و ظاهرا پيروى شيخ اشراق كرده و همان دليل كه در حكمة الاشراق بر رد دو قول آورده است نقل كرده است و