شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ١٨٦ - ماهيت مكان
و امثال آن و هر يك در جسم پيدا شود غير طبيعى است و بصنعت حاصل شده است چون جوانب و اطراف اشكال غير كره از يكديگر ممتازند و ترجيح بلا مرجح محال است.
]ماهيت مكان]
و المعقول من الاول البعد فانّ الامارات تساعد عليه
مسأله نهم- در ماهيت مكان. حكما را در مكان دو قول است يكى قول افلاطون است كه خواجه عليه الرحمه در اين كتاب اختيار كرده است و آن مذهب ابى البركات يهودى بغدادى است در كتاب معتبر و قول ديگر قول ارسطو و ابن سينا.
قول اول آنكه مكان بعد و امتدادى است داراى طول و عرض و عمق بمنزله جسم تعليمى و باندازه جسم طبيعى و گوئى جسم طبيعى در آن قرار گرفته چنانكه توهم ميشود اگر جسمى را از جاى خود بردارند جاى آن كه خالى خواهد ماند مكان او است و بعضى آن را حيز ميگويند و اين بعد سه جانبه يا فضاى خالى را بعد مفطور نامند و گويند مانند درون كوزه است براى آب.
در شوارق گويد براى مكان چهار علامت است ١- آنكه جسم از آن مكان بغير آن منتقل ميشود ٢- دويم آنكه دو جسم در يكجا قرار نميگيرد و يك جسم ديگرى را بيرون ميكند ٣- آنكه چون بجسم نسبت دهند بحرف فى يعنى در و امثال آن نسبت دهند ٤- بجهات اربع متمايز ميشود مثل فوق و تحت و غير آن و در اسفار بجاى علامت سيم گويد مكان بايد تقسيم شود مثل نصف و ثلث و ربع و اين هر چهار علامت در بعد هست و شارح علامه فرموده از جمله امارات تمكن و استقرار متمكن و مساوى بودن مكان با متمكن و اينكه هم پر شود هم خالى.
قول دويم قول ارسطو است و ابى على و بنظر آنان چيزى بنام فضا و بعد مفطور و امثال آن موجود نيست و آنچه هست جسم است اما قوه واهمه انسانى چون جسمى را در مكانى مىبيند و آنگاه ملاحظه ميكند از آنجا بيرون شد و جسم ديگرى بجاى آن آمد آن را قياس بخانه و ظروف ميكند كه جائى خالى مهيا است براى گنجيدن اشياء كه بتبادل در آن خانه و ظرف داخل و خارج ميشوند. واهمه مردم چنان مىپندارند كه اگر اجسام در