شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٥٣٥ - معصوم نبودن ديگران تا مستحق امامت باشند
آن است نزد شيعه.
و قال كلّ النّاس أفقه من عمر حتّى المخدّرات في الحجال لمّا نهي من المغالات في الصّدقات.
گفت همه مردم بعلم دين عالمترند از عمر حتى دختران پوشيده در حجله بعلّت آنكه وقتى در خطبه گفت هر كس در گرفتن كابين دختر خود غلو كند يعنى بيش از پانصد درهم بگيرد آن را در بيت المال ميگذارم زنى گفت چگونه ما را منع ميكنى از آنچه خدا براى ما قرار داده است «بقولهوَ آتَيْتُمْ إِحْداهُنَّ قِنْطاراً فَلا تَأْخُذُوا مِنْهُ» اگر مهر زنان را يك قنطار طلا داده باشيد از آن بازنگيريد و قنطار بالاترين مقدارى متداول آن عصر بود در طلا نظير خروار و تن در زمان ما هر چند در آن اختلاف كردند اگر گوئى بعض علماى شيعه هم تجاوز از مهر السنة را جائز ندانستند گوئيم مانند چنين حكم اگر چه قابل جهل است نه موجب فسق و كفر اما عالم شيعى معصوم نيست و شايد اشتباه كند بر خلاف امام فرضا افزون دادن كابين گناه باشد مجازات آن در شرع آن نيست كه در بيت المال قرار دهند بلكه بايد بشوهر رد كنند و عمر پنداشت خود بعقل خود ميتواند براى گناه مجازات معين كند.
و أعطى أزواج النّبي صلّى اللّه عليه و آله و اقترض و منع أهل البيت عليهم السّلام من خمسهم.
عمر بزوجات پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله عطا ميداد و خود قرض برمىداشت اما اهل بيت عليهم السّلام را از خمس ممنوع ساخت.
اين مطلب تفصيل بسيار دارد و در كتب امامت آمده است و ما اشارتى مختصر ميكنيم:
از بيت المال سالى ده هزار درهم بعايشه ميداد و ده هزار بحفصه و اگر حقى داشتند در بيت المال نبايد بعضى را بر بعضى تفضيل دهد و ديگر آنكه هشتاد هزار درهم از