شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٦ - فصل اول در وجود و عدم
و لتحقّق الإمكان.
دليل سيم بر آنكه وجود غير ماهيت است آنكه اگر وجود عين يا جزء ماهيات بود همه چيز واجب الوجود ميشدند و هيچ ممكن ذاتى در جهان نبود زيرا كه عين وجود بدون وجود تصور نميشود. چنانكه انسان بىانسانيت يا بىحيوانيت تصور نميشود اگر وجود عين يا جزء او بود بىوجود تصور نميشد.
و فائدة الحمل.
دليل چهارم بر آنكه وجود غير ماهيت است آنكه از حمل وجود بر ماهيت فائده ميبريم و از آن مقصودى تازه در مىيابيم و از حمل ماهيت بر ماهيت فائده نميبريم مثلا اگر ثابت كنيم كيميا موجود است يا عقل موجود است مطلب تازه فهميدهايم اما اگر بگوئيم كيميا كيميا است يا عقل عقل است مطلب تازه بر علم خويش نيفزودهايم.
و للحاجة إلى الاستدلال.
دليل پنجم آنكه وجود بسيارى از ماهيات مشكوك است و اثبات آن محتاج بدليل مثل جن و ملك و روح و اثبات ماهيت براى خود حاجت بدليل ندارد و نبايد ثابت كرد مثلا جن جن است و روح روح و به دليل حاجت نيست.
پس آنچه اثبات آن حاجت بدليل دارد يعنى وجود، غير از خود ماهيت است كه اثبات آن براى خودش حاجت بدليل ندارد.
و انتفاء التّناقض.
دليل ششم است مقصود آنكه گاه چيزى معدوم است مانند كيميا با اين حال اگر گوئيم كيميا معدوم است تناقض نگفتهايم و اگر وجود عين ماهيت باشد (كيميا معدوم است) تناقض خواهد بود مثل آنكه بگوئيم موجود معدوم است.