شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ١٥٣ - استشهاد امام جعفر صادق عليه السلام بقول ارسطو در اينكه جهان عبث آفريده نشده است
ثنايا و دندان آسيا آورد ما تصديق مىكنيم كه ماده هر يك غير آن صورت كه پذيرفته نمىپذيرد اما اقتضا بر عكس آن است.
او گمان كرد كه ماده در پيش دهان آمد و اقتضاى صورت ثنايا كرد و ما گوئيم مصلحت انسان و صورت انسانيت اقتضاى وجود صورت ثنايا كرد در پيش دهان و ماده را حاضر كرد باندازه ثنايا، اگر اقتضا از طرف ماده بود همه گونه ماده در پيش دهان فراهم مىشد حتى ماده كه اقتضاى صورت مردمك چشم كند و در هزاران هزار جنين يكى پيدا مىشد كه دندان پيشين نيز داشته باشد. نظير اين است كه پايه خانه را از سنگ بنهند بام آن را از چوب، نبايد گفت سنگ چون سنگينتر بود در زير قرار گرفت و چوب سبكتر بود بالا آمد بلكه بايد گفت معمار مصلحت خانه را در اين ديد و صورت خانه را در خاطر گرفت و مواد آن را مناسب صورت فراهم آورد و نيز گوئيم اگر در يك زمين دانه گندم افتد خوشه گندم برآيد و از دانه جو حتما خوشه جو و محال است كسى بگويد اجزاى خاك و آب بخودى خود بدرون گندم و جو رفتند و آن را پرورش دادند بلكه حركت اجزاى آب و خاك بجذب و كشش نيروهائى است نهفته در دانه كه باذن پروردگار مواد مناسب را سوى خود ميكشند انتهى و اين دعوى انباذقلس بدان ماند كه كسى گويد حروفچين مطبعه مشت مشت حروف سربى از جعبههاى مختلف برداشت و كنار هم نهاد خود نسخه كتاب شفا درآمد يا چند سكه طلا در جوال با پول مسين آميخته بود و كسى چند بار دست برد و هر بار سكه طلا بدستش آمد با آن كه در هزار سكه مس مثلا چهار سكه طلا بود.
باز ابو على بن سينا پس از كلام گذشته فرمود ما مىپرسيم آيا در خاك آن زمين اجزائى هست خاص گندم و اجزاى ديگر خاص جو يا آنكه هر يك از اجزاء شايسته گندم شدن است و هم جو شدن؟ اگر گويند هر جزء شايسته هر دو است پس اقتضائى از طرف ماده نيست و آن صورت گندم يا جو كه عارض ماده ميشود باقتضاى صورت و صورتساز است كه آن ماده كه شايسته براى همه صورتها است بيك صورت تخصيص ميدهد و آن صورت ماده را بشكل خود ميپرورد و هميشه بغايت