شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٥٥٦ - امامت ائمه دوازدهگانه
صادق عليهما السّلام سقا بود و معروف كرخى بدست على بن موسى عليه السّلام مسلمان شد و دربان خانه او بود تا از دنيا رفت[١] و اكثر فضلا به انتساب بآنها فخر ميكردند، مالك را بر در خانه از مسأله پرسيدند جواب نداد علت پرسيدند گفت علم از جعفر بن محمّد صادق عليهما السّلام ميگرفتم هرگاه نزد او ميرفتم تا استفاده كنم برمىخاست و بهترين جامه خود ميپوشيد و عطر ميزد و در بالاى منزل مىنشست و حمد خداى تعالى ميگفت و چيزى بمن مىآموخت و استفاده ابو حنيفه از آن حضرت خود ظاهر است و برهان نميخواهد و اين فضايل براى هيچيك از صحابه اتفاق نيفتاد پس او افضل از همه بود.
[امامت ائمه دوازدهگانه]
و النّقل المتواتر دلّ على الأحد عشر و لوجوب العصمة و انتفائها عن غيرهم و وجود الكمالات فيهم.
[١]مردم زمان ما تعجب ميكنند از اينكه علامه از مشايخ صوفيه بحرمت و تكريم نام ميبرد و همچنين بزرگان علماى پيشين چنانكه در تفسير ابو الفتوح و منهج الصادقين نيز گفتيم صوفيه آن عهد غالبا نيكمردان و صالحان و عباد بودند و آن نفرت و بدنامى كه در اين عهد اخير از آنها پيدا شده در آن وقت نبود اكنون بيشتر بستگان بدين قوم شريف مردم فاسق و لا ابالى و بىاعتنا بشرع و احكام گشتند و در آن عهد چنين نبودند بلكه مانند ساير طبقات اكثر صالح و گروهى منحرف بودند و آن مذمت كه از صوفيه دنياپرست و عالم سوء و متكلم مجادل در روايات است راجع بگروه خاصى است و اللّه العالم.
و شهيد رحمه اللّه در وقف دروس بر صوفيه شرائط صوفى و خانقاه را ذكر كرده تا وقف بر آنها صحيح باشد از جمله فرمايد و الصوفية المعرضون عن الدنيا المشتغلون بالعبادة و الاقرب اشتراط ان لا يخرجوا عن الشريعة الحقة و فى اشتراط ترك الحرفة تردد و يحتمل استثناء التوريق و الخياطة و ما يمكن فعله فى الرباط و لا يشترط سكنى الرباط (خانقاه جائى بود مانند مدرسه داراى منزلهاى بسيار كه براى سكنى صوفيان ميساختند) و لا لبس الخرقة من شيخ و لا زى مخصوص انتهى. مقصود از ذكر تفصيل آن بود كه بدانى تنفر مردم عهد ما از تصوف براى اعمال زشتى است كه بيشتر آنان ابا ندارند و علمى كه مؤسس آن على (ع) باشد ضلال نيست.