شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٢٤٧ - كلام ابو على مسكويه
كلام ابو على مسكويه
ابو على مسكويه در طهارة الاعراق در تجرد نفس بيانى روشنتر دارد و چون مهمترين مسائل بشرى است مناسب است كلام وى را نيز بياوريم ان شاء اللّه تعالى. گويد:
در ما چيزى است نه جسم و نه جزء جسم و نه عرض و نه محتاج قوه جسمانى، هر جسمى كه صورتى دارد صورت ديگر از جنس صورت اولى نمىپذيرد مگر پس از آنكه صورت اول از او جدا شود مثال آن جسمى كه صورت مثلث پذيرفت شكل ديگر مانند مربع و دائره قبول نميكند مگر پس از آنكه صورت اول از او جدا شود و همچنين هرگاه صورت نقش يا نوشته يا هر صورت ديگر پذيرفت صورت ديگر قبول نمىكند مگر آنكه صورت اول زائل شود و اگر چيزى از آثار و نشانهاى اول مانده باشد با صورت تازه آميخته ميشود و صورت تمام از هيچيك نمىماند مثال آن موم است كه چون مهرى بر آن نهادند و نقش مهر در آنجا گرفت نقش مهر ديگر بر آن نميتوان زد و همچنين نقره وقتى بصورت انگشترى ساختند صورت ديگر قبول نميكند و اين حكم دائم است و در همه اجسام جارى. اما ما در صور معقوله يا محسوسه[١] غير اين مىبينيم كه هر صورتى را قبول ميكند بىآنكه صورت پيشين زائل شود بلكه نشان اول بتمام و كمال ميماند و نشانه دويم بر آن مزيد ميشود و همچنين پيوسته صورتى پس از صورتى قبول ميكند بىآنكه سست گردد يا از كار بكاهد و اين خاصيت بر خلاف خاصيت اجسام است و باين علت است كه انسان پيوسته در افزايش است از جهت ادب و دانش پس نفس جسم نيست.
[١]صور محسوسه كه تجريد شوند و كلى گردند با هم مزاحمت ندارند اما خود محسوسات با يكديگر مزاحمند مثلا صورت درهم آميخته و الوان در هم آميخته ادراك نميشوند و انسان بايد يك چيز را به بيند آنگاه از آن منصرف شود و ديگرى را بيند همچنين طعم و بوى غذا و غير آن و در اوهام نيز وقتى يكى توجه بدشمن دارد در آن حال دشمن ديگرى در ذهنش حاضر نيست و محبت همچنين.