شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ١١٤ - اقسام تقابل
و همه انواع تقابل با هزاران تضايف ديگر مثل ابوت و بنوت و اخوت و محاذات و مقابله و غيرها از انواع اويند پس تقابل با آنكه اعم از تضايف است اخص از تضايف هم هست چون يكى از افراد تضايف است مثل ضد با ضد ديگر از جهت آنكه هر يك ضد ديگرى است بهم تضايف دارند، سفيدى ضد سياهى است و سياهى ضد سفيدى است و از جهت ملاحظه ذات تضاد دارند. كور و بينا از جهت ذات و معنى عدم و ملكهاند و از جهت اينكه كور عدم ملكه بينائى است و بينائى ملكه مقابل آن نسبت بهم تضايف دارند، در حقيقت تضاد يا عدم و ملكه ميان چيز ديگر است (ذات معنى و مفهوم) و تضايف ميان چيز ديگر (اعتبار عارض بر معنى). مثل آنكه دو خط باعتبار ذات خود متماثلند و باعتبار مقدار متساوى و باعتبار فواصل نقاط خود متوازى و هكذا.
و مقوليّته عليها بالتشكيك و أشدّها فيه السّلب.
تقابل در همه انواع خود متساوى نيست بلكه تنافر در بعضى شديدتر است پس آن را مشكك بايد گفت و در توضيح آن ميگوئيم اصل تنافر و تقابل ميان ايجاب و سلب است و مفاهيم ديگر اگر با هم تنافر داشته باشند علت آن است كه بايجاب و سلب مىانجامد. مثلا سفيدى و سياهى ضد يكديگرند براى آنكه چون يكى پديد آيد ديگرى را نابود ميكند نه چنانكه با ترشى و شيرينى جمع ميشود.
اختلاف دو مفهوم علت تنافر نيست مگر يكى ديگرى را نابود كند و بعبارت ديگر هميشه تنافى ميان نفى و اثبات و وجود عدم است. پدر و پسر مقابل يكديگرند براى آنكه اگر پدر باشد پسر نخواهد بود و اگر پسر باشد پدر نخواهد بود.
از ايجاب و سلب گذشته ساير انواع تقابل مانند يكديگرند چنانكه از متن كتاب معلوم ميگردد. موافق شرح علامه رحمه اللّه شديدترين تنافر و تقابل ميان دو ضد است، تنافر سفيدى با سياهى شديدتر است از سياه نبودن با سياه بودن چنانكه جامه رنگين از قبول رنگ تازه بيشتر امتناع دارد تا جامه بىرنگ و بعضى گويند سلب و ايجاب شديدتر است از تضاد مثلا خير و شر ضد يكديگرند