شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٢٠٧ - اجسام عنصرى
قطب كم ميشود و اين دليل كرويت زمين است از شمال بجنوب و پستى بلندىهاى زمين تأثيرى در كرويت ندارد از غايت خردى و ناچيزى آن. اما شايد فهم اين دليل بر مردم عهد ما دشوار باشد و ميتوان گفت سايه زمين كه بر ماه مىافتد وقت خسوف بصورت دائره است پس زمين هم گرد است كه سايهاش گرد است و هم علامه رحمه اللّه در كرويت آب دريا فرمود مسافر دريا چون بكوهى نزديك شود اول قله كوه بر وى نمايان ميشود پس از آن دامنه با آنكه دامنه باو نزديكتر است و هر دو بيرون آباند. ديگران هم گفتهاند اما كلام علامه از جهت آنكه عالم دينى است حجت را تمامتر است و حق آن است كه يونانيان بلكه كلدانيان نيز كرويت زمين را ميدانستند و اولين كسى كه اين رأى را اظهار كرد در عالم قديم معلوم نيست. هوا هم كروى است اما آتش تفصيلى دارد.
و كلّ منها ينقلب إلى الملاصق و إلى الغير بواسطة أو بوسائط.
هر يك از عناصر بعنصر ديگر كه چسبيده بدو است منقلب ميشود مثلا زمين بآب و آب بزمين و بآنكه جدا است هم منقلب ميشود بواسطه مثلا آب بهوا و هوا بآتش و براى اثبات آن احتجاج به تجربه كردهاند.
فالنّار حارّة يابسة شفّافة متحرّكة بالتّبعيّة لها طبقة واحدة و قوّة على أحالة المركّب إليها.
آتش گرم است و خشك و شفاف است مانند هوا و كره آتش بحركت شبانروزى حركت ميكند زيرا كه بنظر آنان ستاره دنبالهدار و شهب در كره نارند و با ديگر ستارگان طلوع و غروب ميكنند. كره آتش يك طبقه است و قوه آن دارد كه هر چه باو رسد مانند خود آتش گرداند.
و الهواء حار رطب شفاف له أربع طبقات.
هوا گرم است و تر و شفاف است داراى چهار طبقه اول طبقه كه ملاصق زمين است