شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ١٤٨ - هر فاعلى غايتى دارد
حكماى پيش گفتند صورتى كه مقوم است پيش از يكى نيست و مقصود از صورت مقوم آن است كه علت ماده و نگاهدار او است مانند ابعاد و طبيعت نوعيه از قبيل آهن بودن آهن و آب بودن آب و امثال آن كه ماده بىآنها موجود نميتواند بود بر خلاف عوارض از قبيل رنگ و بوى و هيئت كه ماده بىآنها موجود ميشود و اگر بيش از يكى باشد نيز ممكن است.
]هر فاعلى غايتى دارد]
و الغاية علّة بماهيّتها لعلّيّة العلّة الفاعليّة معلولة في وجودها للمعلول.
مسأله پانزدهم- تصور غايت فاعل را بكار ميدارد يعنى علت عليت او است و وجود غايت معلول فاعل است چون بعمل فاعل موجود ميشود، نجار تصور مزد ميكند و بكار مىايستد پس تصور مزد نسبت باو فاعل است، و مزد را بسبب كار بدست مىآورد پس او فاعل بدست آوردن مزد است.
و هى ثابتة لكلّ قاصد.
هر فاعل كه كار خويش بقصد انجام دهد البته غايت دارد اما فاعل بىشعور مانند آب و باد در جنبش و درخت در نمو و امثال آن خلاف است. حكماى پيش مانند ارسطو و پيروان وى براى همه چيز اثبات غايت ميكردند حتى براى فاعل بىشعور و غاية الغايات را خداى تعالى ميدانستند كه همه چيز متوجه كمالاند و كمال اتم او است و حكماى ديگر يونان بعضى منكر غايت بودند مانند ذيمقراطيس و كارهاى جهان را ببخت و اتفاق ميدانستند.
ابو على بن سينا در اوايل طبيعيات شفا نقض مذاهب اينان بتفصيل آورده است (از صفحه ٢٩) بارى چون افعال طبيعى را بدقت تتبع كنيم صحت قول ارسطو و ابو على بن سينا و امثال آنان واضح ميگردد مثلا گندم را كه بكارند و بپرورند از آن خوشه گندم بيرون مىآيد و از جو خوشه جو و اين قاعده پيوسته و مستمر است يعنى طبيعت تخم كه كشته ميشود متوجه يك چيز است نه هرچه اتفاق مىافتد و هر چه پيش مىآيد.
و سزاوار است در اين مسأله تفصيل بيشتر دهيم كه يكى از مباحث بزرگ فلسفى و دينى