شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٥٧٠ - شبهات ديگر در معاد
وجوبه و المندوب كذلك و الضّد لأنّه ترك القبيح و الإخلال به و ظاهر أنّ المشقّة من غير عوض ظلم و هو قبيح و لا يصحّ الابتداء به إذ لو أمكن الابتداء به كان التكليف عبثا.
مسأله پنجم در آن چند مطلب است در ثواب و عقاب.
مدح ستايش است يعنى بيان صفات نيك كسى بقصد تعظيم او و ثواب عوضى كه بمستحق آن داده شود غير مقارن با تعظيم و اجلال و ذم و عقاب خلاف اين دو است.
١- كسى كه واجب يا مستحب را انجام دهد مستحق مدح و ثواب است. اما آنكه ترك قبائح و معاصى كند ابو على و جماعتى از معتزله گفتند زنا نكردن و كسى را نكشتن و امثال آن ثواب ندارد بلكه فعل آن گناه و عقاب دارد چون انسان يا عمل قبيح ميكند يا نمىكند كردن آن متعلق نهى است و ترك آن قهرى است و متعلق امر و نهى نميباشد جواب آن است كه اگر داعى بر قبيح باشد و مكلف خود را بضد آن مشغول كند تا ترك شود متعلق تكليف تواند شد بلكه نكردن قبيح اختيارى است و ثواب دارد چنانكه ترك واجب مذمت و عقاب دارد و عقل بدان حكم ميكند.
٢- نيت وجه در ثواب و عقاب معتبر است و فقهاى عصر اخير گويند وجه گاهى صفت واقع ميشود مثلا غسل جمعه بصفت واجب است يا مستحب گويند اگر كسى صفت آن را نداند غسل او صحيح است. مگر بسبب ندانستن صفت مبهم شود مانند آن كه واجب باشد تصدقى بفقير بدهد بنذر و ميخواهد صدقه مستحق هم بدهد اما در نيت نگذراند كدام است صحيح نيست.
و گاهى وجه غايت واقع ميشود يعنى آن داعى محرك كه او را بعبادت وادار كرده وجه آن عبادت است نظير آنكه وجوب غسل جمعه او را بغسل كردن برانگيخته و اگر وجوب آن را نداند البته مصلحت و امرى كه خداوند بدان ترغيب فرمود او را وادار كرده است و مراعات اين غايت واجب است. كسى از غسل جمعه ثواب ميبرد كه داعى و محرك