شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ٣٥٩ - در تعريف قدرت
علامه فرموده ارشميدس خط مستقيم را تعريف كرده كه كوتاهترين خطى است ميان دو نقطه و وجود آن بديهى است و تعريف دائره مشهور است و در بحث جزء لا يتجزى گذشت كه لازم سخن قائلان جزء لا يتجزى آن است كه دائره حقيقى موجود نباشد رجوع به صفحه ١٧٥ شود.
و التّضادّ منتف عن المستقيم و المستدير و كذا عن عارضيهما
خط مستقيم و مستدير ضد يكديگر نيستند چون ضد آن است كه بر يك موضوع عارض گردد مانند سفيد و سياه بر يك جسم اما استقامت و انحنا جائز نيست بتناوب عارض يك خط شوند چون خط مستقيم كه منحنى شود از ميان رفته است و نيز غايت خلاف در انحنا تصور نميشود زيرا كه هر منحنى را كه فرض كنيم منحنىتر از آن هم فرض ميشود و مقصود از عارضين آن است كه تضاد چنانكه ميان خط مستقيم و خط منحنى نيست ميان استقامت و انحنا هم نيست يا مراد از عارضين حركت است يعنى ميان حركت مستقيم و منحنى تضاد نيست.
و الشّكل هيئة إحاطة الحدّ أو الحدود بالجسم و مع انضمام اللّون تحصل الخلقة.
شكل هيئتى است كه از احاطه يك حد يا چند حد بجسم انتزاع ميشود مثلا شكل مكعب يعنى جسم هيئتى دارد كه از شش سطح با زواياى قائمه بر او تعقل شده است و شكل از مقوله كيف است. خلقت در اصطلاح بعضى شكل است با اعتبار رنگ و اگر گفتند خلقت سيب چگونه است مراد آن است كه كره است يا شكل ديگر و رنگ سيب سرخ يا زرد و در اصطلاح قرآن اندازه هر چيز است موافق حكمت مثل:
اعطى كل شي خلقه ثم هدى.