شرح تجريد الاعتقاد - الشعراني، ابو الحسن - الصفحة ١٢٣ - علتهاى چهارگانه
غير مادى مانند عقول ماده و صورت ندارند و علت آنها يا فاعلى است يا غائي.
فالفاعل مبدء التّأثير و عند وجوده بجميع جهات التأثير يجب وجود المعلول.
مسأله سيم- فاعل منشأ اثر است و اگر همه جهات تأثير موجود باشد معلول البته بايد از فاعل صادر شود چون اگر با بودن فاعل و همه جهات تأثير معلول از او صادر نشود البته اتفاق تازه افتاده كه در غير آن وقت نبود و در فاعل همه وقت همه جهات تأثير فراهم نيست و اگر اتفاق تازه نيفتاده باشد و بىجهت و سبب يك وقت صادر شود و وقت ديگر صادر نشود ترجيح بلامرجح است. و اين سخن بديهى است از عوام و چادرنشينان و دهقانان درس نخوانده تا عالمان باريك بين آن را درميابند. درختى كه همه شرائط پرورش در آن بكار بردند و هر چه لازم باليدن و روئيدن بود در آن فراهم آوردند اگر گاهى بار دهد و گاه ندهد دهقانان يقين كنند يكى از شرائط بارورى مفقود بود و اگر طبيب حاذق بتجربه دريافت كه داروئى در مرضى تأثير نكرد يقين مىكند علتى دارد كه بايد در كشف آن كوشيد و بىعلت نمىتوان گفت دارو با مراعات همه شرايط تأثير نميكند.
بعضى پيروان اشاعره كه بىتتبع و انديشه دعوى علم ميكنند و ترجيح بلا مرجح را صحيح ميدانند از فطرت انسانيت خارجند اعتبار بقول آنان نبايد كرد كه قابل بحث علمى نيستند.
و لا يجب مقارنة العدم.
واجب نيست معلول معدوم باشد تا فاعل در آن تأثير كند بلكه اگر چيزى هميشه بود بايد فاعل آن را ايجاد كرده باشد و نگاه دارد مانند آنكه اگر فرض كنيم خورشيد هميشه بود نور آن هميشه بود با آنكه نور معلول خورشيد و وابسته او است. علامه رحمه اللّه فرمود اين حكم در فاعل بىاختيار و قصد مانند خورشيد صحيح است اما